پرش به محتوا
سقف و کف روز قبل، هفته و ماه؛ راهنمای سطوح کلیدی قیمت

بهترین اندیکاتور سقف و کف؛ معرفی FCP | HL Levels

سقف و کف (High & Low) یکی از اولین و مهم‌ترین مباحثی است که در بازارهای مالی با آن روبه‌رو می‌شویم. فرقی نمی‌کند کریپتو کار می‌کنید یا فارکس، یا چه نموداری را باز کرده‌اید. سقف و کف‌ها در بررسی هر نموداری به کمک ما می‌آیند.

قرار است در این مقاله درباره‌ی نوع مهمی از آن‌ها صحبت کنیم: سقف و کف‌های دوره‌ای. یعنی بالاترین و پایین‌ترین قیمتی که بازار در روز، هفته یا ماه گذشته ثبت کرده است. بعد هم اندیکاتور FCP | HL Levels را معرفی و بررسی می‌کنیم. یک اندیکاتور سقف و کف دوره‌ای و رایگان که یکی از بهترین‌ها در نوع خودش است.

فهرست مطالب

سقف و کف دوره‌ای چیست؟

سقف و کف دوره‌ای (یا سقف و کف دوره قبل) یعنی بالاترین و پایین‌ترین قیمتی که بازار در یک بازه‌ی زمانی مشخص و تمام‌شده ثبت کرده است. اهمیت سقف و کف‌های دوره‌ای در ثابت و بدون ابهام بودن آن‌هاست.

اگر ده معامله‌گر را جلوی یک نمودار بنشانید و از آن‌ها بخواهید سقف و کف‌های بازار را علامت بزنند، ده نمودار متفاوت تحویل می‌گیرید. یکی سقف را روی آخرین قله‌ی بزرگ می‌بیند، یکی روی یک برگشت کوچک‌تر، و یکی به‌جای خط یک ناحیه رسم می‌کند. چون «سقف» و «کف» به‌تنهایی تعریف دقیقی ندارند و هر کسی با معیار خودش آن‌ها را پیدا می‌کند.

سقف و کف دوره‌ای این ابهام را از بین می‌برد، چون به‌جای چشم تحلیلگر به تقویم تکیه می‌کند. هر کندل چهار عدد را در خود نگه می‌دارد: قیمت باز شدن، بالاترین قیمت، پایین‌ترین قیمت و قیمت بسته شدن. سقف و کف روزانه یعنی بالاترین و پایین‌ترین قیمتی که بازار در روز معاملاتی دیروز لمس کرده است. لحظه‌ای که کندل دیروز بسته شد، این دو عدد برای همیشه ثابت می‌شوند. هیچ سلیقه‌ای در کار نیست و هر کسی هر جای دنیا این عدد را بخواند، دقیقاً به یک نتیجه می‌رسد.

سقف و کف روز قبل روی نمودار یک‌ساعته‌ی طلا XAUUSD با اندیکاتور سقف و کف FCP | HL Levels
XAUUSD – H1

سه دوره‌ای که بیشتر از همه استفاده می‌شوند این‌ها هستند:

  • سقف و کف روزانه: بالاترین و پایین‌ترین قیمت در فاصله‌ی باز تا بسته شدن کندل روزانه‌ی قبل.
  • سقف و کف هفتگی: بالاترین و پایین‌ترین قیمت کل هفته‌ی معاملاتی گذشته.
  • سقف و کف ماهانه: بالاترین و پایین‌ترین قیمت کل ماه گذشته.
دوره بیشتر چه کسی دنبالش می‌کند تایم‌فریم کار شکسته شدنش معمولاً یعنی چه
روزانه معامله‌گر روزانه و اسکالپر ۵ دقیقه تا ۱ ساعت جابه‌جایی تعادل نسبت به دیروز؛ اثرش اغلب در همان روز تمام می‌شود
هفتگی معامله‌گر سوئینگ ۱ تا ۴ ساعت معنای جدی‌تری دارد و اغلب آغازگر حرکت‌های چندروزه است
ماهانه سرمایه‌گذار بلندمدت، مؤسسات و صندوق‌ها روزانه و بالاتر کم پیش می‌آید؛ وقتی رخ دهد معمولاً معنای ساختاری دارد

الگو ساده است: هرچه دوره بزرگ‌تر باشد، داده‌ی بیشتری در آن سطح فشرده شده و به همین دلیل معمولاً وزن بیشتری دارد. حتی اگر معامله‌گر کوتاه‌مدتی هستید، دانستن اینکه سقف ماه گذشته کجاست از یک خطای رایج جلوگیری می‌کند: نادیده گرفتن سطحی که ماه گذشته قیمت نتوانسته از آن عبور کند.

اما این منطق به این سه دوره محدود نیست. هر تایم‌فریمی سقف و کف دوره‌ای خودش را دارد. یک کندل چهارساعته هم وقتی بسته می‌شود سقف و کف مخصوص خودش را جا می‌گذارد، و برای کسی که روی تایم‌فریم‌های پایین کار می‌کند همان سطح می‌تواند به‌اندازه‌ی سقف دیروز مهم باشد. تفاوت فقط در تعداد چشم‌هایی است که آن سطح را می‌بینند: هر چه دوره بزرگ‌تر باشد، معامله‌گران بیشتری به آن نگاه می‌کنند.

نکته‌ی مهم این است که این سطوح «محاسبه‌شده» نیستند. برخلاف میانگین متحرک یا RSI که خروجی یک فرمول ریاضی‌اند، سقف و کف روز قبل صرفاً یک واقعیت تاریخی است: جایی که بازار واقعاً رفت و برگشت. به همین دلیل هیچ‌وقت بازترسیم نمی‌شود، هیچ تأخیری ندارد و هیچ پارامتری برای بهینه‌سازی در آن وجود ندارد.

نقطه‌ی میانی؛ سطح ۵۰ درصدی که اغلب نادیده گرفته می‌شود

میانه‌ی محدوده‌ی دوره‌ی قبل، یعنی نقطه‌ی دقیقاً وسط سقف و کف روز قبل، سطحی است که بسیاری از معامله‌گران از آن غافل‌اند، در حالی که یکی از پرواکنش‌ترین سطوح نمودار است. دلیل اهمیت آن ساده است: نقطه‌ی میانی، قیمت تعادلی آن دوره را نشان می‌دهد. اگر بازار در نیمه‌ی بالایی محدوده‌ی دیروز معامله می‌شود، خریداران کنترل را در دست دارند؛ اگر در نیمه‌ی پایینی است، فروشندگان.

اهمیت سقف و کف دوره‌ای

ارزش سقف و کف دوره‌ای در دقیق بودنش نیست، در مشترک بودنش است. خط روند، ناحیه‌ی عرضه و تقاضا یا حتی یک سقف و کف معمولی را هر کسی کمی متفاوت رسم می‌کند؛ اما سقف دیروز یک عدد مشخص است که روی نمودار همه، در هر پلتفرمی، دقیقاً یک جا می‌افتد. همین اشتراک است که این سطوح را به شلوغ‌ترین نواحی نمودار تبدیل می‌کند. در ادامه چند تا از دلایلی که باعث مهم شدن این سطوح هستند را با هم بررسی می‌کنیم:

۱. همه یک عدد را می‌بینند

وقتی ده‌ها هزار معامله‌گر به یک عدد مشخص نگاه می‌کنند، سفارش‌هایشان را هم دور همان عدد می‌چینند: لیمیت نزدیک سطح، حد ضرر کمی آن‌طرف‌تر و سفارش ورود شکست درست پشت آن. این تجمع سفارش است که واکنش می‌سازد، نه صرفاً انتظار ذهنی. هر کسی نمودار طلا را باز کند، سقف دیروز را روی همان قیمت می‌بیند و لازم نیست سر آن با تحلیل دیگران به توافق برسد.

۲. سفارش‌ها دور همین عدد جمع می‌شوند

سقف روز قبل جایی است که فروشندگان توانستند جلوی پیشروی قیمت را بگیرند. بسیاری از آن‌ها سفارش‌های اجرانشده‌ی خود را همان‌جا باقی می‌گذارند و خریدارانی که در آن ناحیه وارد شده‌اند، حد ضرر خود را کمی بالاتر قرار می‌دهند. نتیجه، انباشت سفارش‌ها در یک محدوده‌ی باریک است، و انباشت سفارش‌ها یعنی نقدینگی.

۳. حد ضررها درست پشت این سطوح‌اند

معامله‌گران به‌طور طبیعی حد ضرر خود را پشت آخرین سقف یا کف مهم می‌گذارند. این یعنی احتمالاً درست بالای سقف روز قبل خوشه‌ای از سفارش‌های خرید و درست زیر کف روز قبل خوشه‌ای از سفارش‌های فروش شکل می‌گیرد. هیچ‌کس نمی‌تواند دفتر سفارش‌ها را ببیند و ادعای قطعی کند، اما به احتمال زیاد تراکم سفارش در این نواحی بیشتر از یک نقطه‌ی تصادفی وسط محدوده است؛ حرکت‌های سریعی که اغلب پس از عبور از این سطوح دیده می‌شود احتمالاً ریشه در همین تراکم دارد. اگر با مدیریت ریسک در ترید آشنا باشید، اهمیت فاصله گرفتن حد ضرر از این نواحی را بهتر درک می‌کنید.

نمونه‌ی روشنش استراتژی ورود با شکست است. بسیاری از معامله‌گران با عبور قیمت از سقف روز قبل وارد خرید می‌شوند و حد ضررشان را کمی پایین‌تر از همان سقف می‌گذارند؛ در جهت مخالف هم دقیقاً همین اتفاق حول کف روز قبل تکرار می‌شود. یعنی یک عدد واحد هم‌زمان محل ورود یک دوره و محل خروج دوره دیگر است، و به همین دلیل احتمالاً حجم سفارش‌های منتظر در آن ناحیه بیشتر از نقاط دیگر نمودار است.

یک نکته‌ی جالب: خیلی اوقات همان خطوطی که بر اساس داو تئوری رسم می‌کنیم با سقف و کف‌های دوره‌ای هم‌پوشانی دارند. اگر می‌خواهید بیشتر با این روش آشنا شوید، ویدئوی آموزش داو تئوری را ببینید.

۴. الگوریتم‌ها هم همین را می‌بینند

بخش بزرگی از حجم بازارهای امروزی توسط سیستم‌های خودکار معامله می‌شود و بسیاری از این سیستم‌ها سطوح روزانه و هفتگی را به‌عنوان ورودی استفاده می‌کنند، چون این سطوح ساده، بدون ابهام و قابل کدنویسی‌اند.

بهترین اندیکاتور سقف و کف کدام است؟

پاسخ کوتاه این است که بستگی دارد به اینکه دنبال چه نوع سقف و کفی هستید. اگر سطوح ثابت و رسمی دوره‌ی قبل (روز، هفته، ماه) را می‌خواهید، اندیکاتورهای سقف و کف دوره‌ای مناسب‌ترین گزینه‌اند؛ اگر دنبال سطوح محاسباتی بر پایه‌ی قیمت دوره‌ی قبل هستید، پیوت پوینت‌ها به کارتان می‌آیند؛ و اگر دنبال نقاط چرخش داخل روند هستید، فراکتال‌ها گزینه‌ی نزدیک‌تری هستند. در ادامه سه ابزار پرکاربرد را کنار هم می‌گذاریم و نقاط قوت و ضعف هرکدام را می‌بینیم.

ابزار چه چیزی رسم می‌کند نقطه‌ی قوت نقطه‌ی ضعف
فراکتال بیل ویلیامز (Fractals) نقاط چرخش کوچک با الگوی پنج کندلی نقاط سوئینگ داخل روند را مشخص می‌کند با دو کندل تأخیر تأیید می‌شود و روی نمودار شلوغ می‌کند
پیوت پوینت (Pivot Points) سطوح محاسباتی S1 تا S3 و R1 تا R3 چند سطح از پیش تعیین‌شده برای یک روز کاری سطوح محاسبه‌شده‌اند، نه قیمتی که بازار واقعاً لمس کرده است
FCP | HL Levels سقف، کف و نقطه‌ی میانی روز، هفته، ماه و یک تایم‌فریم دلخواه چند دوره را هم‌زمان و بدون بازترسیم نشان می‌دهد؛ روی متاتریدر و تریدینگ ویو در بازار رنج، قیمت ممکن است چند بار از سطح رد شود و برگردد و شکست‌های کاذب (فیک بریک‌اوت) بسازد

بازترسیم و تأخیر؛ دو ایرادی که بیشتر ابزارها دارند

قبل از مقایسه‌ی ابزارها، دو ایراد را باید بشناسیم، چون بیشتر اندیکاتورهای سقف و کف دست‌کم به یکی از آن‌ها دچارند. اولی بازترسیم (Repaint) است: اندیکاتور سطحی را روی نمودار نشان می‌دهد و بعد، با آمدن کندل‌های بعدی، همان سطح را جابه‌جا می‌کند یا پاک می‌کند. نتیجه این است که نمودار گذشته بی‌نقص به نظر می‌رسد، اما در لحظه‌ی معامله آن سطح اصلاً همان‌جا نبوده است.

ایراد دوم تأخیر (latency) است. ابزاری مثل فراکتال تا چند کندل بعد از وقوع، چرخش را تأیید نمی‌کند؛ یعنی زمانی سطح را می‌بینید که حرکت انجام شده است. کنار این دو، چند مشکل کوچک‌تر هم تکرار می‌شود: ابزاری که با عوض کردن تایم‌فریم محاسباتش را از نو می‌چیند، ابزاری که فقط یک دوره را رسم می‌کند، و ابزاری که آن‌قدر خط روی نمودار می‌ریزد که دیگر چیزی خوانده نمی‌شود.

فراکتال و پیوت پوینت: دو منطق کاملاً متفاوت

فراکتال نقاط چرخش کوچک را با یک الگوی پنج کندلی پیدا می‌کند. برای دیدن ساختار سوئینگ داخل روند مفید است، ولی دو کندل بعد از وقوع تأیید می‌شود و روی تایم‌فریم‌های پایین نمودار را شلوغ می‌کند. پیوت پوینت از آن طرف، سطوحی را از میانگین سقف، کف و بسته‌ی دوره‌ی قبل محاسبه می‌کند. این تفاوت مهم است: پیوت پوینت عددی می‌سازد که بازار لزوماً هرگز آن را لمس نکرده، در حالی که سقف و کف دوره‌ی قبل قیمتی است که بازار واقعاً آنجا برگشته است. هیچ‌کدام بهتر یا بدتر نیستند؛ فقط دو چیز متفاوت را نشان می‌دهند.

پس انتخاب درست کدام است؟

برای بیشتر معامله‌گرانی که روی پرایس اکشن کار می‌کنند، سطوح سقف و کف دوره‌ی قبل پایه‌ی کار است، چون همان چیزی است که بیشترین تعداد چشم روی نمودار به آن نگاه می‌کند و احتمالاً سفارش‌های زیادی حول آن جمع شده است. پس سؤال درست این است: آیا اندیکاتوری هست که نه بازترسیم داشته باشد، نه تأخیر، و در عین حال مهم‌ترین سطوح، یعنی سقف و کف دوره‌ای را یک‌جا نشان بدهد؟ بله، اندیکاتور FCP | HL Levels دقیقاً برای همین ساخته شد.

معرفی کامل اندیکاتور FCP | HL Levels

کشیدن این خطوط در هر روز و هفته‌ی جدید کاری تکراری و وقت‌گیر است و کم‌کم از دقتش هم کم می‌شود. پس چرا همه‌ی آن‌ها را با یک کلیک و دقیق نداشته باشیم؟ با اندیکاتور سقف و کف FCP | HL Levels از مجموعه‌ی Forex City Pro، روی هر پلتفرمی که کار می‌کنید (تریدینگ ویو، متاتریدر ۴ و متاتریدر ۵)، می‌توانید با یک کلیک خطوط سقف و کف دوره‌ای را ببینید.

تلاقی سقف و کف روز قبل با سقف ماه قبل و نقطه‌ی میانی ماه در اندیکاتور سقف و کف روی نمودار یک‌ساعته‌ی یورو دلار
EURUSD – H1

اندیکاتور FCP | HL Levels دقیقاً چه چیزی روی نمودار رسم می‌کند؟

به‌محض اینکه یک دوره بسته می‌شود، اندیکاتور سه خط افقی از روی همان دوره برمی‌دارد و روی دوره‌ی جاری می‌کشد: سقف، کف و نقطه‌ی میانی (به‌صورت نقطه‌چین). هر خط هم تا پایان همان دوره ادامه دارد و بعد جایش را به دوره‌ی بعدی می‌دهد، نه اینکه تا انتهای نمودار کشیده شود؛ برای همین نمودار مثل زنجیره‌ای از محدوده‌های پشت‌سرهم خوانده می‌شود و شلوغ نمی‌شود.

نکته‌ی طراحی مهم همین است: خطوط دیروز دقیقاً روی کندل‌های امروز می‌افتند، پس در هر لحظه می‌بینید سقف و کف دیروز کجا بوده و قیمت الان نسبت به آن‌ها کجا ایستاده است.

چطور از آن استفاده کنیم؟

پیشنهاد ما این است که از ساده‌ترین حالت شروع کنید: فقط دوره روزانه را روشن بگذارید و چند روز صرفاً تماشا کنید که قیمت در برخورد با آن خطوط چه رفتاری نشان می‌دهد. عبور می‌کند و بالای سطح می‌ماند، یا لمس می‌کند و برمی‌گردد؟ وقتی این رفتار برایتان آشنا شد، دوره هفتگی و بعد ماهانه را اضافه کنید.

حواستان به نواحی‌ای باشد که سطوح چند دوره‌ی مختلف نزدیک هم می‌افتند؛ مثلاً وقتی سقف روز قبل تقریباً روی سقف ماه قبل نشسته است. احتمالاً در چنین نواحی‌ای سفارش‌های بیشتری جمع شده و واکنش قیمت هم تندتر است.

نقطه‌ی میانی را هم دست‌کم نگیرید. خیلی اوقات قیمت روی همین نقطه واکنش‌های خوبی نشان می‌دهد. در نهایت این اندیکاتور به شما یک دید کلی می‌دهد؛ تصمیم معاملاتی همچنان با استراتژی و مدیریت ریسک خودتان است.

بدون بازترسیم (No Repaint)

اندیکاتور فقط از کندل‌های کاملاً بسته‌شده‌ی تایم‌فریم بالاتر داده می‌خواند. یعنی سطحی که امروز می‌بینید، فردا تغییر نمی‌کند و تاریخچه‌ی نمودار هیچ‌وقت بازنویسی نمی‌شود. این موضوع برای بک‌تست گرفتن اهمیت حیاتی دارد.

تنظیمات اندیکاتور FCP | HL Levels

تصویر زیر پنل تنظیمات را در تریدینگ ویو نشان می‌دهد: سه دوره‌ی روزانه، هفتگی و ماهانه که هرکدام رنگ و ضخامت جداگانه دارند، لوک‌بک که تعیین می‌کند سطوح چند دوره‌ی گذشته رسم شوند، و دوره‌ی دلخواه که جدا از بقیه تنظیم می‌شود. (تنظیمات این اندیکاتور برای متاتریدر هم به همین صورت است.)

تنظیمات اندیکاتور سقف و کف FCP | HL Levels در تریدینگ ویو؛ رنگ و ضخامت سطوح روزانه، هفتگی، ماهانه و تایم‌فریم دلخواه
پنل تنظیمات اندیکاتور FCP | HL Levels در تریدینگ ویو
تنظیم توضیح پیش‌فرض
نمایش سطوح روزانه روشن یا خاموش کردن دوره روزانه روشن
نمایش سطوح هفتگی روشن یا خاموش کردن دوره هفتگی روشن
نمایش سطوح ماهانه روشن یا خاموش کردن دوره ماهانه روشن
رنگ و ضخامت برای هر دوره به‌صورت جداگانه قابل تنظیم
لوک‌بک (روز) چند روز گذشته رسم شود ۶۰
تایم‌فریم دلخواه دوره چهارم با تایم‌فریم انتخابی کاربر خاموش

دوره‌ی دلخواه

علاوه بر سه دوره‌ی ثابت، یک دوره‌ی چهارم هم وجود دارد که تایم‌فریمش را خودتان انتخاب می‌کنید. این بخش به‌طور پیش‌فرض خاموش است و مخصوص معامله‌گرانی طراحی شده که در تایم‌فریم‌های پایین کار می‌کنند اما به یک مرجع میانی نیاز دارند، مثلاً نمایش سقف و کف چهارساعته روی نمودار پنج‌دقیقه‌ای. لوک‌بک این دوره بر حسب تعداد کندل شمرده می‌شود، نه روز. دلیلش این است که تایم‌فریم را خود کاربر انتخاب می‌کند و شمارش روزانه روی تنظیم یک‌دقیقه‌ای هزاران خط تولید می‌کرد.

دوره تایم‌فریم دلخواه در اندیکاتور سقف و کف FCP | HL Levels؛ سقف، کف و نقطه‌ی میانی کندل چهارساعته‌ی قبل روی نمودار پنج‌دقیقه‌ای بیت‌کوین
BTCUSDT – M5

نحوه دسترسی رایگان به اندیکاتور FCP | HL Levels

اندیکاتور برای هر سه پلتفرم اصلی موجود است:

سه اشتباه رایج در کار با سقف و کفهای دوره‌ای

  • برداشت سیگنال از سطح: این سطوح سیگنال ورود نیستند. رسیدن قیمت به سقف روز قبل به‌تنهایی دلیل فروش نیست.
  • شلوغ کردن نمودار: رسم همزمان سطوح روزانه، هفتگی، ماهانه، فیبوناچی و چند اندیکاتور دیگر باعث فلج تحلیلی می‌شود. می‌توانید لوک‌بک را روی ۱ بگذارید که فقط آخرین سقف و کف‌های دوره‌ای به شما نمایش داده شوند.
  • حد ضرر بیش از حد نزدیک: قیمت اغلب کمی از سطح رد می‌شود و برمی‌گردد. حد ضرر بسیار نزدیک به سطوح پیشنهاد نمی‌شود.

جمع‌بندی

سقف و کف روز قبل، هفته و ماه گذشته از ساده‌ترین سطوحی هستند که روی نمودار در دسترس‌اند. هیچ پارامتری برای بهینه‌سازی ندارند، هیچ تأخیری ایجاد نمی‌کنند و تعریفشان بین همه‌ی معامله‌گران بازار یکسان است، و همین اشتراک نظر است که به آن‌ها قدرت می‌دهد. اندیکاتور FCP | HL Levels سقف و کف‌های دوره‌ای را به‌صورت خودکار و تمیز روی نمودار شما رسم می‌کند تا به‌جای رسم دستی خطوط، وقتتان را صرف خواندن رفتار قیمت کنید. نسخه‌های TradingView، متاتریدر ۴ و متاتریدر ۵ آن در دسترس است.

سلب مسئولیت: این مطلب صرفاً جنبه‌ی آموزشی دارد و توصیه‌ی مالی یا سرمایه‌گذاری محسوب نمی‌شود. معامله در بازارهای فارکس، CFD و سایر بازارهای اهرمی ریسک بالایی دارد. همواره از مدیریت سرمایه‌ی مناسب استفاده کنید و پیش از معامله‌ی واقعی، روی حساب دمو تست بگیرید.

سؤالات متداول درباره سقف و کف روز قبل

بهترین اندیکاتور سقف و کف کدام است؟

پاسخ واحدی ندارد و به سبک شما بستگی دارد. اگر دنبال سطوحی هستید که محاسبه و بهینه‌سازی ندارند و بازترسیم نمی‌شوند، یک اندیکاتور سقف و کف دوره‌ای مثل FCP | HL Levels معمولاً کافی است؛ اگر به سطوح محاسباتی نیاز دارید، پیوت پوینت و فیبوناچی گزینه‌های دیگری هستند.

سقف و کف روز قبل دقیقاً یعنی چه؟

بالاترین و پایین‌ترین قیمتی که بازار در روز معاملاتی گذشته لمس کرده است. این دو عدد بعد از بسته شدن کندل روزانه ثابت می‌شوند و دیگر تغییر نمی‌کنند. در منابع انگلیسی با اختصار PDH و PDL به آن‌ها اشاره می‌شود.

کدام بازه مهم‌تر است: روزانه، هفتگی یا ماهانه؟

پاسخ ثابتی ندارد و به افق معاملاتی شما بستگی دارد. معامله‌گر روزانه بیشتر به سطوح روزانه نگاه می‌کند و سوئینگ‌تریدر به هفتگی. با این حال سطوح ماهانه معمولاً کمتر شکسته می‌شوند، بنابراین حتی در تایم پایین هم دانستن محل آن‌ها مفید است.

نقطه‌ی میانی چیست و چرا رسمش کنیم؟

میانگین سقف و کف همان بازه، یعنی سطح ۵۰ درصدی محدوده. این عدد نشان می‌دهد بازه در کجا متعادل بوده است. بازگشت قیمت به نقطه‌ی میانی نشان می‌دهد حرکت قبلی در حال اصلاح است، و واکنش یا عبور از آن هر دو اطلاعات می‌دهند.

آیا این سطوح سیگنال ورود می‌دهند؟

خیر. سقف و کف روز قبل فقط نقاط احتمالی واکنش‌اند و به‌تنهایی دلیل خرید یا فروش نیستند. رسیدن قیمت به یک سطح باید در کنار ساختار بازار، جهت تایم بالاتر و مدیریت ریسک ارزیابی شود.

اندیکاتور FCP | HL Levels روی چه پلتفرم‌هایی کار می‌کند؟

متاتریدر ۴، متاتریدر ۵ و تریدینگ ویو. منطق محاسبه در هر سه نسخه یکسان است و اندیکاتور فقط از کندل‌های بسته‌شده داده می‌خواند، بنابراین بازترسیم ندارد.

۰ دیدگاه