وقتی صحبت از ترید در ارزدیجیتال و فارکس میشود، اکثر آدم ها به تحلیل تکنیکال و فاندامنتال فکر میکنند و اگر بخواهند فعالیت خورد را در این بازارها شروع کنند، معمولا به دنبال یادگیری این دو ابزار می روند
اما مفهمومی که خیلی از فعالان تازه وارد ازش بی خبر هستن، مفهوم مدیریت سرمایه است؛ در این مقاله به بررسی این مفهوم و نحوه استفاده از مدیریت سرمایه در ترید ارزدیجیتال، فارکس و باقی بازارهای مالی میپردازیم
قبل از صحبت کردن راجب مدیریت سرمایه باید مفهومی به نام حدضرر را یاد بگیریم؛ این تنها پیش نیاز برای درک مدیریت سرمایه است
حدضرر (StopLoss) چیست؟
حدضرر اولین قدم ما برای رعایت کردن مدیریت سرمایه هستش؛ این مفهموم به ما کمک می کند تا ضرر یک پوزیشن را از قبل تعیین کنیم و برای خروج در ضرر، استراتژی داشته باشیم. برای درک این مفهوم میتوانیم از مثال هایی در دنیای واقعی استفاده کنیم
توی زندگی عادی برای مثال وقتی از یک رستوران چندبار غذا تهیه می کنیم، انتظار داریم که کیفیت غذا نسبت به قیمت مناسب باشد؛ اما اگر چندبار رستوران به ما غذایی با کیفیت پایین تر از چیزی که قرار بود بفرستد، دیگر از آن رستوران غذا سفارش نخواهیم داد و به نوعی حدضرر رستوران را فعال می کنیم
یا در یک رابطه دوستی اگر چندین رفتار که ما را آزار می دهند به صورت مداوم تکرار شود، ترجیح ما این است که از آن رابطه فاصله بگیریم و ارتباط را کم کنیم
در بازارهای مالی نیز از همین مفهوم میتوان استفاده کرد؛ برای مثال ” اگر ارزش بیت کوین به زیر 70هزار دلار بیاید، به قدر کافی ضرر کرده ام و ترجیح میدم بیت کوین هایم را بفروشم”
این یکی از ساده ترین نمونه های استفاده از حدضرر در بازارهای مالی است. در این حالت اگر قیمت رو به پایین حرکت کند تکلیف ما مشخص است؛ اگر بیت کوین 70هزار دلار شود تمام دارایی ها فروخته خواهد شد. اما اگر حدضرر نداشته باشیم و از قبل برای پوزیشن هایی که به ضرر منجر میشوند تصمیم نگرفته باشیم، ممکنه که با نوسانات بازار دچار هیجان بشیم و تصمیمات احساسی ای بگیریم که معمولا عواقب خوبی ندارند و در بلند مدت باعث از بین رفتن سرمایه ما میشوند
تقریباً تمام افرادی که در بازارهای مالی موفق هستند و به صورت روزانه معامله انجام میدهند، میدانند که داشتن حدضرر یکی از واجب ترین کارهایی است که یک تریدر باید انجام دهد؛ در واقع میتوان گفت هر معامله گری که حدضرر رعایت نمیکند، موفق نخواهد شد و اگر کسی بدون داشتن حدضرر تواسنته از بازار سود کسب کند، این سود از شانس بوده و در صورت تکرار این رفتار، تمام سودی که کرده را از دست خواهد داد
حدضرر، پایه اصلی و شریط لازم برای مدیریت سرمایه است. حالا که با مفهوم حدضرر آشنا شدیم، میتوانیم سراغ مدیریت سرمایه بریم
برای دیدن آموزش بیشتر و جامع راجع به حدضرر و چگونگی پیدا کردن حدضرر مناسب در هر معامله، میتوانید ویدیوی حدضرر تریدسیتی پرو را از اینجا تماشا کنید
مدیریت سرمایه (Money Management) چیست؟
حال که میدانیم حدضرر چیست و چرا باید از آن در همه معامله ها استفاده کنیم، میتوان مفهوم مدیریت سرمایه را درک کنیم
مدیریت سرمایه همانطور که از اسمش پیداست یعنی مدیریت کردن مقدار سرمایه ای که داخل یک معامله وارد و خارج می شود
درواقع با استفاده از مدیریت سرمایه و حدضرر، میتوانیم مقدار ضرر احتمالی را خودمان از پیش تعیین کنیم و در نتیجه، با خیالی راحت تر ترید کنیم
بدون مدیریت سرمایه، معامله گر دائما استرس و اضطراب خواهد داشت و این موضوع اگر ادامه دار باشد، پیش زمینه بسیاری از بیماری ها خواهد شد
علاوه براین، عدم رعایت مدیریت سرمایه در بلند مدت باعث از دست دادن سرمایه خواهد شد و این مفهوم هم مثل حدضرر، مفهومی حیاتی برای زنده ماندن در بازار است
با رعایت کردن مدیریت سرمایه تقریباً هیچوقت سرمایه تریدر از بین نخواهد رفت و تمام ضررها از پیش قابل اندازه گیری خواهد بود؛ این موضوع باعث کاهش استرس و اضطراب نیز می باشد و مهم تر از همه، معمله گر را از تصمیم گیری احساسی دور میکنید و در صورتی که پوزیشن وارد ضرر شود، همه چیز از قبل تعیین شده است
فرمول مدیریت سرمایه
فرمول مدیریت سرمایه به طور کلی به شکل زیر می باشد
کل سرمایه x ریسک = Cost x اندازه حدضرر x لورج
کل سرمایه = کل سرمایه ای که برای ترید داریم
ریسک = مقدار ریسکی که داخل این پوزیشن به خصوص میخواهیم درگیر کنیم
Cost = تنها مجهول این معادله که مقدار پولی است که باید درگیر پوزیشن کنیم
اندازه حدضرر = اندازه حدضرری که با تحلیل تکنیکال روی چارت در میاریم
لورج = اهرم انتخابی معامله گر هنگام معامله
در این معمله ما ریسک، سرمایه، اندازه حدضرر و لورج را داریم و با استفاده از اینها، مجهول معادله یعنی Cost را محاسبه میکنیم
داخل این فرمول، دو اصطلاح جدید میبینیم؛ ریسک و لورج
ریسک یعنی مقدار درصدی از کل سرمایه که حاضریم در پوزیشن از دست بدیم؛ ریسک یک درصد یعنی در صورت فعال شدن حدضرر، یک درصد از کل سرمایه از دست برهبرای مثال اگر هزار دلار داشته باشیم و بخواهیم با ریسک یک درصد پوزیشن باز کنیم، توی هر پوزیشن در صورتی که حدضرر فعال بشه 10دلار ضرر خواهیم کرد.ریسک پیشنهادی برای هرپوزیشن ماکسیموم 1.5% هستش
لورج میزان اهرمی است که داخل صرافی میتوانیم انتخاب کنیم؛ در صورت عدم استفاده از مدیریت سرمایه معمولا این ابزار داخل صرافی برای بسیاری از معامله گران “وحشتناک” به نظر می آید؛ در حالی که طبق فرمول مدیریت سرمایه، لورج هیچ تاثیری در مقدار ضرر و سود ما ندارد. بهتره برای درک بهتر فرمول مدیریت سرمایه یک مثال از این فرمول حل کنیم
فرض کنید مقدار کل سرمایه ای که داریم هزار دلار هستش و حدضرری که روی چارت داریم هم 2درصد است و ریسکی که میخواهیم درگیر کنیم یک درصد هستش؛ لورج را هم میتوانیم دلخواه انتخاب کنیم؛ مثلا 10. در این حالت فرمول به شکل زیر نوشته می شود:
1000(کل سرمایه) x 1%(ریسک) = Cost x 2%(اندازه حدضرر) x 10(لورج)
اگر این معامله را حل کنیم Cost = 50 خواهد بود؛ این یعنی اگر 50دلار با لورج 10 پوزیشن باز کنیم و حدضرر را 2درصدی قرار بدیم، با فعال شدن حدضرر 10دلار ضرر خواهیم کرد
برای مثال بعدی فرض کنید کل سرمایه همچنان هزار دلار، ریسک یک درصد، لورج 20 و اندازه حدضرر 5درصد است.در این حالت فرمول به شکل زیر نوشته می شود:
1000(کل سرمایه) x 1%(ریسک) = Cost x 5%(اندازه حدضرر) x 20(لورج)
اگر این معامله را حل کنیم Cost = 20 خواهد بود؛ یعنی اگر 10 دلار با لورج 20 پوزیشن باز کنیم و حدضرر 5درصدی قرار بدیم، با فعال شدن حدضرر مثل مثال قبلی، باز هم 10دلار ضرر خواهیم کرد
این دو مثال نشان دهنده این است که سایز حدضرر و لورج تاثیری روی مدیریت سرمایه ندارد و در هردو حالت اگر حدضرر فعال بشه، 10دلار ضرر خواهیم کرد.این موضوع باعث میشه اگر ریسک ثابت داشته باشیم در سناریوی ضررده بودن پوزیشن، همیشه به یک مقدار ضرر کنیم و از همیشه از قبل مقدار ماکسیمومی که ممکنه ضرر کنیم را بدانیم. این جادوی مدیریت سرمایه است!
نقش کلیدی حدضرر در مدیریت سرمایه
برای رعایت کردن مدیریت سرمایه تنها چیزی که بهش نیاز داریم، قرار دادن حدضرر داخل پوزیشن هاست. بدون حدضرر، فرمول مدیریت سرمایه جوابی نخواهد داشت و عملا غیرقابل استفاده خواهد بود
رعایت کردن مدیریت سرمایه امری حیاتی برای زنده ماندن در فضای ترید است؛ اما حدضرر گذاشتن از آن نیز مهم تر و حیاتی تر است
نکته مهمی که راجع به این دو مفهوم وجود دارد این است که تمامی پوزیشن ها در تمامی بازارها باید با رعایت کردن مدیریت سرمایه باشند؛ حتی یک پوزیشن بدون رعایت کردن این دو میتواند موجب ضررهای سنگین و حتی از دست رفتن کامل سرمایه شود
تاثیر تغییرات حجم سرمایه روی مدیریت سرمایه
در این مدل مدیریت سرمایه، سوالی که برای اکثر معامله گرها پیش می آید این است که “با افزایش یا کاهش سرمایه، چه زمانی باید با حجم سرمایه جدید مدیریت سرمایه کنیم؟”
این سوال بعد از مدتی ترید با مدیریت سرمایه ترید کردن به وجود می آید که یا تریدرها روی سرمایه شان سود کسب کردند و یا مقداری ضرر کردند.اگر با مدیریت سرمایه سود کردید، بعد 50% سود میتوانید با حجم سرمایه جدیدتان مدیریت سرمایه کنید و پوزیشن باز کنید. برای مثال اگر هزار دلار داشته باشید، اگر این سرمایه تبدیل به 1500دلار شد میتوانید روی 1500 دلار مدیریت سرمایه کنید و سرمایتان را از لحاظ دلاری بزرگ تر کنید
در صورت ضررده شدن نیز نیازه که تغییراتی انجام بدهید؛ اگر 10% از سرمایه تان را ضرر کردید و از دست دادید، نیاز است تا با سرمایه فعلی ای که دارید مدیریت سرمایه انجام بدهید؛ برای مثال اگر هزار دلار داشته باشید، اگر سرمایه تان 900دلار شد باید پوزیشن بعدی را با مدیریت سرمایه 900دلاری باز کنید و ریسکتان را از لحاظ دلاری کم کنید
چرا باید مدیریت سرمایه کنیم؟
داشتن مدیریت ریسک خوب میتواند یک استراتژی ضررده را به یک استراتژی سودده تبدیل کند؛ از طرفی داشتن مدیریت سرمایه بد نیز میتواند یک استراتژی سودده را تبدیل به یک استراتژی ضررده کند
پس خیلی مهم است که ما طبق استراتژی خود، ریسک مورد نظر برای هر ستاپ معاملاتی خود را مشخص کنیم و به هرکدام از ستاپ هایمان وزن بدهیم؛ ستاپ هایی که وین ریت بالاتری دارند، ریسک بیشتری درگیر شود و ستاپ هایی که وین ریت پایینتری دارند، ریسک کمتری درگیر شود
نحوه دسته بندی پوزیشن ها
تا اینجا فهمیدیم پوزیشن هایی که باز میکنیم را باید براساس وین ریت، دسته بندی کنیم و روی هرکدام که وین ریت بالاتری دارد، ریسک بیشتری درگیر کنیم؛ به عنوان مثال 3دسته ی ریسکی، معمولی و مطمئن
در این مثال، پوزیشن ها به 3 دسته تقسیم شده اند و برای هرکدام، ریسک جداگانه باید انتخاب کنیم؛ پوزیشن های ریسکی با ریسک 0.25%، پوزیشن های معمولی با ریسک 0.5% و پوزیشن های مطمئن با ریسک 1% باز میشوند؛ اصلی ترین ستاپ ما در این استراتژی، پوزشین های معمولی هستند. بیشترین تعداد پوزیشن هایی که ما باز میکنیم باید در این دسته قرار بگیرند؛ از لحاظ وین ریت هم، این دسته وین ریت معمولی ای دارند اما چون تعداد نقطه ورودهایی که در این دسته داریم زیاد است، در آخرین بیشترین سودی که در اکانتمان کسب میکنیم از این دسته خواهد بود
دسته بعدی، پوزیشن های مطمئن هستش. این دسته، وین ریت بالایی دارند اما تعداد پوزیشن هایی که با این ستاپ هستند خیلی کم خواهند بود و به همین دلیل در یک بازه زمانی مشخص، سود کمتری نسبت به دسته معمولی خواهند داد
دسته آخر، پوزیشن های ریسکی؛ این دسته تعداد پوزیشن های بیشتر از دسته مطمئن و کمتر از دسته معمولی دارند. اما وین ریت این دسته کمتر از دو دسته قبلی است
مفهوم ریسک
ریسک یعنی مقدار درصدی از کل سرمایه که حاضریم در پوزیشن از دست بدیم؛ ریسک یک درصد یعنی در صورت فعال شدن حدضرر، یک درصد از کل سرمایه از دست برود. برای مثال اگر هزار دلار داشته باشیم و بخواهیم با ریسک یک درصد پوزیشن باز کنیم، توی هر پوزیشن در صورتی که حدضرر فعال بشه 10دلار ضرر خواهیم کرد.ریسک پیشنهادی برای هرپوزیشن ماکسیموم 1.5% هستش
مفهوم لورج
لورج میزان اهرمی است که داخل صرافی میتوانیم انتخاب کنیم؛ در صورت عدم استفاده از مدیریت سرمایه، معمولا این ابزار داخل صرافی برای بسیاری از معامله گران “وحشتناک” به نظر می آید؛ در حالی که طبق فرمول مدیریت سرمایه، لورج هیچ تاثیری در مقدار ضرر و سود ما ندارد.
وین ریت
بعد از درک کردن مفهوم مدیریت سرمایه، حالا به سراغ وین ریت میرویم؛ اما وین ریت چیست و چرا برای ما اهمیت دارد؟
وین ریت چیست؟
وین ریت، یعنی درصد برد معاملاتی که ما انجام میدهیم؛ برای مثال اگر 10معامله انجام داده باشیم که 6تا از آنها سودده و 4تا از آنها ضررده شده باشند، وین ریت این معاملات 60% هست و اگر این روند ادامه دار باشد، معاملاتی که ما انجام میدهیم در 60% مواقع با سود بسته خواهند شد
حال، سوال اصلی ای که پیش می آید این است:
وین ریت چه اهمیتی دارد؟
کمکی که وین ریت به ما در ترید و معامله گری بازارهای مالی مثل ارزدیجیتال و فارکس میکند این است که ما میتوانیم احتمال موفقیت پوزیشن هایی که قرار است باز کنیم را از قبل بدانیم و آمادگی داشته باشیم؛ هرچقدر که تعداد معامله های بیشتری را باز کنیم و در داده های آماری خود قرار دهیم، عدد وین ریت دقیق تر خواهد بود
برای مثال اگر فردی که با 10معامله وین ریت 60% دارد، احتمال اینکه این وین ریت اشتباه باشد زیاد است چون فقط 10معامله بررسی شده و ممکنه در 10معامله بعدی، درصد وین ریت کمتر یا بیشتر شود؛ اما فردی که 1000 معامله را بررسی کرده وین ریت 60% دارد، احتمال پایدار بودن این وین ریت بیشتر است و درصد دقیق تر و مطمئن تری دارد
نکته مهم در رابطه با وین ریت این است که وین ریت کاملا با احتمال معنی میشود. مثل پرتاب یک سکه؛ در پرتاب سکه 50% احتمال دارد که شیر و 50% احتمال دارد که خط بیاید؛ اما برخی مواقع ممکن است 10بار پشت هم شیر یا 10بار پشت هم خط بیاید؛ در این صورت حتی اگر 20بار پشت هم نتیجه پرتاب سکه شیر باشد، در پرتاب 21ام باز هم احتمال شیر آمدن 50% است و عبارت ” 20بار پشت سر هم شیر اومده پس این دفعه قطعا خط میاد” اشتباه است
در رابطه با ترید و وین ریت هم همینطور است؛ یک استراتژی با وین ریت 70% لزوما از هر 10معامله، 7تا سود و 3تا ضرر ندارد و ممکن است 10بار پشت سر هم ضرر و یا 10بار پشت سر هم سود داشته باشد. به این دو حالت “Wining streak” ( بردهای متوالی) و “Losing streak” (ضررهای متوالی) گفته میشود
حال اگر به بحث مدیریت سرمایه برگردیم، هدف ما به عنوان معامله گری که مدیریت سرمایه رعایت میکند این است که ضررهای متوالی خود را مدیریت کنیم و سعی کنیم تعداد این داده آماری، بیشتر از یه حدی نشود
بسته به وین ریتی که استراتژی ترید معامله گر دارد، این عدد میتواند متفاوت باشد؛ اما عدد منطقی ای که خیلی از معامله گرها برای حداکثر ضررهای متوالی خود دارند، 3 است. یعنی تلاش میکنند تعداد ضررهای متوالی خود را کمتر از 3 نگه دارند. شما نیز بعنوان یک معامله گری که مدیریت سرمایه انجام میدهد میتوانید برای ضررهای متوالی خود قوانینی بگذارید تا از یک حدی بیشتر نشوند؛ برای مثال اگر 3ضرر پشت سر هم داشتید تا آخر هفته ترید نکنید یا اگر 5ضرر پشت سرهم داشتید تا آخر ما تریدی انجام ندهید
درکل یادگیری و بکارگیری وین ریت در بازارهای مالی، کمک خوبی به بررسی روند سوددهی و یا ضرردهی پوزیشن ها میکند و اگر معاملات ضرردهی داریم میتوانیم با بررسی وین ریت و تغییرات جزئی در استراتژی خود، روند اکانت و پورتفولیوی خود را تغییر دهیم
حال که با استفاده از وین ریت، احتمال سودده بودن پوزیشن را بررسی کردیم، باید ببینیم هر پوزیشنی که با سود بسته میشود، چقدر به اکانت ما اضافه میکند؟ اینجا با مفهوم دیگری به اسم “ریسک به ریوارد” آشنا میشویم
ریسک به ریوارد چیست؟
در بخش مفهوم ریسک فهمیدیم که برای باز کردن هر پوزیشن باید ریسک مشخصی داشته باشیم و از قبل بدانیم که در صورت فعال شدن حدضرر، چند درصد ضرر میکنیم
ریسک به ریوارد، نسبت این ضرر به سود ماست؛ یعنی اگر ریسک پوزیشنی که باز کردیم 1درصد باشد اما در صورت رسیدن به تارگت 3درصد سود بکنیم، ریسک به ریوارد پوزیشن 1 به 3 یا به اصطلاح ریسک به ریوارد 3 خواهد بود. هرچقدر که ریسک به ریوارد پوزیشن های ما بالاتر باشد، پوزیشن ها را با خیالی راحت تر میتوانیم باز کنیم. برای مثال اگر روی یک پوزیشن ریسک به ریوارد 10 داشته باشیم، با استاپ خوردن 10 پوزیشن پشت سرهم فقط سود یکی از پوزیشن هایمان از بین میرود. ما بعنوان یک انسان ممکنه اشتباهات زیادی انجام بدیم اما داشتن ریسک به ریوارد بالا، باعث میشه جای اشتباه بیشتری داشته باشیم و با خیال راحت تر بتونیم اشتباه کنیم چون با چندین اشتباه، فقط سود یکی از پوزیشن هایمان از بین میرود
هر معامله گری برای پوزیشن هایی که باز میکند باید یک حداقلی برای ریسک به ریوارد پوزیشن داشته باشد. حداقل ریسک به ریوارد پیشنهادی نسبت 1 به 2 هستش. یعنی اگر پوزیشن با استاپ 2% باز میشود، قیمت حداقل باید 4% حرکت کند تا ما سیو سود کنیم و قبل از حرکت 4درصدی هیچ سیو سودی انجام نمیدهیم
ریسک به ریوارد و وین ریت مفاهیم خیلی مهمی در مدیریت سرمایه هستند؛ اما ترکیب این دو مفهوم با هم سطح ترید ما را میتواند ارتقا دهد
نسبت وین ریت به ریسک به ریوارد
همانطور که در بخش قبلی گفته شد، ما باید برای پوزیشن های خود یک حداقل ریسک به ریواردی باز کنیم؛ برای پیدا کردن ریسک به ریواردی که مناسب ما هست میتوانیم وین ریت استراتژی خود را نیز دخیل کنیم
نسبت وین ریت و ریسک به ریوارد در هر استراتژی یک عدد بهینه دارد؛ برای مثال اگر با ریسک به ریوارد 2 ترید میکنید حداقل وین ریت برای سودده شدن 35% است. پس اگر وین ریت استراتژی بالای 35% باشد، ریسک به ریوارد 2 منطقی است. در جدول زیر برای هر ریسک به ریوارد، حداقل وین ریت نوشته شده است:
[ جدول نسبت ریسک به ریوارد و وین ریت ]
در این جدول، حداقل وین ریتی که برای سودده شدن با هر ریسک به ریوارد نیاز داریم نوشته شده است. این یعنی در هر ریسک به ریوارد، اگر وین ریت ما بالاتر از عددی که در جدول نوشته شده است باشد،استراتژی ما سودده خواهد بود
مدیریت سرمایه یک بحث بسیار عمیق و پایه ای ترین اصل برای وارد شدن به بازارهای مالی است. اگر بخواهیم بدون تعارف صحبت کنیم، تنها راه برای زنده ماندن در مارکت استفاده از مدیریت سرمایه ست و هرکسی که مدیریت سرمایه را رعایت نکند، دیر یا زود از مارکت حذف میشود. در این مقاله مدیریت سرمایه را به صورت کامل بررسی کردیم و هرآنچه که برای رعایت کردن مدیریت سرمایه نیاز دارید برایتان توضیح داده شده است. اگر به محتوای ویدیویی راحت تر هستید میتوانید ویدیوی کامل مدیریت سرمایه را از کانال یوتیوب تریدسیتی پرو مشاهده کنید
ممنونم واقعا کمک کننده بود
ممنون از زحمات شما🌹