پرش به محتوا
تأثیر جنگ بر اقتصاد جهانی؛ مسیر انتقال شوک به انرژی، تجارت و تورم

تأثیر جنگ بر اقتصاد جهانی چگونه است؟ از نفت تا تورم

تأثیر جنگ بر اقتصاد جهانی چگونه است؟ از نفت تا تورم

جنگ و تنش‌های ژئوپلیتیکی می‌توانند فراتر از مرزهای کشور درگیر، بر اقتصاد جهانی اثر بگذارند. افزایش قیمت نفت و گاز، اختلال در تجارت بین‌المللی، بالا رفتن هزینه حمل‌ونقل، تشدید تورم و تغییر جریان سرمایه از جمله پیامدهای احتمالی بحران‌های ژئوپلیتیکی هستند.

اما آیا هر جنگی باعث افزایش قیمت نفت، رشد طلا یا تضعیف ارزها می‌شود؟ پاسخ لزوماً مثبت نیست. تأثیر جنگ بر اقتصاد جهانی به عواملی مانند محل درگیری، میزان اختلال واقعی در عرضه کالاها، مدت بحران، دسترسی به مسیرهای جایگزین و واکنش دولت‌ها و بانک‌های مرکزی بستگی دارد.

در این مقاله بررسی می‌کنیم شوک ژئوپلیتیکی چیست، جنگ چگونه بر قیمت نفت و تورم اثر می‌گذارد، چه ارتباطی میان بحران‌های نظامی و بازارهای مالی وجود دارد و چگونه می‌توان پیامدهای اقتصادی جنگ را با استفاده از سناریوهای مختلف تحلیل کرد.

شوک ژئوپلیتیکی چیست؟

شوک ژئوپلیتیکی به یک رویداد یا تغییر ناگهانی در روابط سیاسی و امنیتی کشورها گفته می‌شود که می‌تواند چشم‌انداز تولید، تجارت، سرمایه‌گذاری یا سیاست‌های اقتصادی را تغییر دهد.

جنگ، تحریم‌های اقتصادی، درگیری‌های مرزی، محدودیت صادرات، بسته‌شدن مسیرهای دریایی و افزایش تنش میان قدرت‌های بزرگ از جمله عواملی هستند که ممکن است شوک ژئوپلیتیکی ایجاد کنند.

بااین‌حال، صرف وقوع یک رویداد سیاسی برای پیش‌بینی پیامدهای اقتصادی آن کافی نیست. برای تحلیل دقیق باید چند پرسش اساسی را بررسی کرد:

  • کدام کالاها، زیرساخت‌ها یا مسیرهای تجاری در معرض خطر قرار دارند؟
  • چه میزان از تولید یا تجارت واقعاً مختل شده است؟
  • آیا ذخایر و منابع جایگزین برای جبران کمبود وجود دارند؟
  • اختلال احتمالی چه مدت ادامه خواهد داشت؟
  • کدام کشورها به منطقه یا کالای آسیب‌دیده وابستگی بیشتری دارند؟
  • آیا بازارها پیش از وقوع رویداد، احتمال بحران را در قیمت‌ها لحاظ کرده‌اند؟

پاسخ به این پرسش‌ها کمک می‌کند میان افزایش موقت نااطمینانی و اختلال اقتصادی واقعی تفاوت بگذاریم.

جنگ چگونه بر اقتصاد جهانی اثر می‌گذارد؟ ۶ کانال انتقال

تأثیر جنگ بر اقتصاد جهانی از مسیرهای مختلفی منتقل می‌شود. این مسیرها ممکن است هم‌زمان عمل کنند و اثر یکدیگر را تقویت کنند.

۱. تأثیر جنگ بر قیمت نفت و بازار انرژی

یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال شوک ژئوپلیتیکی، بازار انرژی است. اگر درگیری در مناطق تولیدکننده نفت و گاز یا در نزدیکی مسیرهای اصلی انتقال انرژی رخ دهد، احتمال اختلال در عرضه افزایش می‌یابد.

حتی اگر تولید و صادرات هنوز متوقف نشده باشند، افزایش احتمال کمبود می‌تواند باعث بالا رفتن قیمت‌ها شود؛ زیرا معامله‌گران ریسک اختلال احتمالی را در تصمیم‌های خود لحاظ می‌کنند.

افزایش قیمت نفت و گاز می‌تواند هزینه تولید کارخانه‌ها، حمل‌ونقل، برق و بسیاری از خدمات را بالا ببرد. در نتیجه، اثر بحران انرژی ممکن است به بخش‌هایی از اقتصاد منتقل شود که ارتباط مستقیمی با منطقه درگیری ندارند.

بااین‌حال، افزایش قیمت نفت همیشه به معنای کاهش عرضه نیست. گاهی رشد تقاضای جهانی نیز قیمت نفت را بالا می‌برد. تفاوت میان شوک عرضه و شوک تقاضا برای ارزیابی اثر احتمالی بر رشد اقتصادی اهمیت زیادی دارد.

۲. اختلال در تجارت جهانی و زنجیره تأمین

جنگ ممکن است مسیرهای تجاری را ناامن کند یا هزینه انتقال کالاها را افزایش دهد. تغییر مسیر کشتی‌ها، افزایش حق بیمه حمل‌ونقل، تأخیر در تحویل محموله‌ها و محدودیت‌های تجاری می‌توانند فعالیت بنگاه‌ها را تحت فشار قرار دهند.

این اختلال‌ها فقط به نفت و گاز محدود نیستند. مواد اولیه صنعتی، محصولات کشاورزی، کود، مواد شیمیایی و قطعات موردنیاز کارخانه‌ها نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند.

برای مثال، اگر یک تولیدکننده به ماده اولیه‌ای وابسته باشد که از منطقه درگیر تأمین می‌شود، اختلال در واردات می‌تواند هزینه تولید را افزایش دهد یا حتی فعالیت کارخانه را برای مدتی کاهش دهد.

شدت اثر به میزان وابستگی بنگاه‌ها به تأمین‌کنندگان محدود، موجودی انبارها و امکان استفاده از مسیرهای جایگزین بستگی دارد.

۳. تورم ناشی از جنگ و کاهش قدرت خرید خانوار

یکی از پیامدهای احتمالی افزایش هزینه انرژی و حمل‌ونقل، بالا رفتن تورم است. وقتی قیمت سوخت، مواد اولیه یا واردات افزایش می‌یابد، کسب‌وکارها ممکن است بخشی از هزینه اضافی را به مصرف‌کنندگان منتقل کنند.

در چنین شرایطی، خانوارها برای خرید کالاهای ضروری مانند غذا، انرژی و حمل‌ونقل هزینه بیشتری می‌پردازند. اگر درآمدها متناسب با افزایش قیمت‌ها رشد نکنند، قدرت خرید کاهش می‌یابد و بودجه کمتری برای سایر هزینه‌ها باقی می‌ماند.

بااین‌حال، باید میان افزایش اولیه قیمت‌ها و تورم پایدار تفاوت قائل شد.

اگر شوک موقت باشد و انتظارات تورمی کنترل شوند، فشار بر قیمت‌ها ممکن است به‌تدریج کاهش یابد. اما اگر افزایش هزینه‌ها به دستمزدها، قیمت خدمات و انتظارات تورمی منتقل شود، احتمال ماندگاری تورم بیشتر خواهد شد.

بنابراین، اثر جنگ بر تورم فقط به اندازه افزایش اولیه قیمت نفت یا کالاهای پایه وابسته نیست؛ نحوه انتقال هزینه‌ها به سایر بخش‌های اقتصاد نیز اهمیت دارد.

۴. تأثیر جنگ بر نرخ ارز و تجارت خارجی

کشورهایی که به واردات انرژی وابستگی زیادی دارند، ممکن است هنگام افزایش قیمت نفت و گاز با رشد هزینه واردات روبه‌رو شوند. این وضعیت می‌تواند تراز تجاری و حساب جاری آن‌ها را تحت فشار قرار دهد.

در مقابل، کشورهای صادرکننده انرژی ممکن است از افزایش قیمت کالاهای صادراتی درآمد بیشتری کسب کنند؛ البته به شرط آنکه تولید و مسیرهای صادراتی آن‌ها با اختلال جدی مواجه نشوند.

جریان سرمایه نیز می‌تواند در دوره‌های نااطمینانی تغییر کند. سرمایه‌گذاران ممکن است ریسک سرمایه‌گذاری در برخی کشورها را بالاتر ارزیابی کنند و ترکیب دارایی‌های خود را تغییر دهند.

در نتیجه، تأثیر جنگ بر نرخ ارز برای همه کشورها یکسان نیست. وابستگی به واردات، ساختار صادرات، سیاست پولی، وضعیت مالی دولت و میزان اعتماد سرمایه‌گذاران از جمله عوامل تعیین‌کننده هستند.

۵. کاهش اعتماد و تعویق سرمایه‌گذاری

نااطمینانی درباره آینده می‌تواند تصمیم‌های اقتصادی خانوارها و بنگاه‌ها را تغییر دهد.

شرکت‌ها ممکن است اجرای پروژه‌های جدید، استخدام نیروی کار یا توسعه ظرفیت تولید را به تعویق بیندازند. خانوارها نیز ممکن است برای مواجهه با شرایط نامطمئن، پس‌انداز احتیاطی بیشتری در نظر بگیرند و بخشی از مخارج خود را کاهش دهند.

اگر این رفتارها در مقیاس گسترده رخ دهند، تقاضای داخلی و رشد اقتصادی می‌توانند تضعیف شوند.

حتی کسب‌وکارهایی که مستقیماً با منطقه درگیری ارتباط ندارند، ممکن است از افزایش هزینه تأمین مالی، تغییر قیمت انرژی، اختلال در زنجیره تأمین یا کاهش تقاضای مشتریان تأثیر بگیرند.

به همین دلیل، اثر اقتصادی جنگ می‌تواند بسیار فراتر از هزینه‌های مستقیم نظامی یا خسارت‌های فیزیکی منطقه درگیری باشد.

۶. افزایش هزینه‌های دولت و مخارج دفاعی

درگیری‌های نظامی ممکن است هزینه‌های دولت برای دفاع، حمایت از خانوارها، کمک به کسب‌وکارها و بازسازی زیرساخت‌ها را افزایش دهند.

این مخارج در کوتاه‌مدت می‌توانند از بخشی از تقاضای اقتصادی حمایت کنند؛ اما اگر منابع مالی پایدار نباشند، ممکن است کسری بودجه و بدهی عمومی نیز افزایش یابد.

کشورهای صادرکننده منابع طبیعی ممکن است از افزایش درآمد صادراتی برای جبران بخشی از هزینه‌ها استفاده کنند. در مقابل، کشورهای واردکننده انرژی ممکن است برای حمایت از مصرف‌کنندگان به یارانه یا کاهش مالیات روی بیاورند.

البته این سیاست‌ها هزینه واقعی افزایش قیمت واردات را از بین نمی‌برند؛ بلکه نحوه توزیع آن میان خانوارها، بنگاه‌ها و دولت را تغییر می‌دهند.

چرا تأثیر جنگ بر اقتصاد کشورها یکسان نیست؟

یک بحران ژئوپلیتیکی ممکن است برای یک کشور صادرکننده انرژی فرصت درآمدی ایجاد کند، اما برای کشوری که به واردات نفت و گاز وابسته است، فشار اقتصادی به همراه داشته باشد.

شدت اثر به دو عامل اصلی بستگی دارد: میزان مواجهه اقتصاد با شوک و توانایی آن برای جذب و مدیریت پیامدهای شوک.

مهم‌ترین عوامل عبارت‌اند از:

عامل اهمیت اقتصادی
وابستگی به واردات انرژی افزایش قیمت نفت و گاز می‌تواند هزینه واردات را بالا ببرد.
تنوع منابع تأمین دسترسی به تأمین‌کنندگان جایگزین، ریسک کمبود را کاهش می‌دهد.
ذخایر راهبردی و ظرفیت جایگزین امکان جبران بخشی از اختلال عرضه را فراهم می‌کند.
توان مالی دولت ظرفیت حمایت موقت از خانوارها و کسب‌وکارها را مشخص می‌کند.
اعتبار سیاست پولی بر کنترل انتظارات تورمی و اعتماد به پول ملی اثر می‌گذارد.
ساختار تولید و مصرف سهم انرژی و کالاهای وارداتی در هزینه‌های اقتصاد را مشخص می‌کند.
وابستگی تجاری و مالی میزان آسیب‌پذیری در برابر اختلال صادرات، واردات و جریان سرمایه را نشان می‌دهد.

برای مثال، افزایش قیمت نفت می‌تواند درآمد صادراتی یک کشور تولیدکننده را افزایش دهد، اما هم‌زمان هزینه سوخت و حمل‌ونقل را در یک کشور واردکننده بالا ببرد.

حتی در میان کشورهای واردکننده نیز اثر بحران یکسان نیست؛ زیرا میزان ذخایر، تنوع منابع انرژی، وضعیت بودجه و انعطاف‌پذیری اقتصادها متفاوت است.

بازارهای مالی چگونه به اخبار جنگ واکنش نشان می‌دهند؟

بازارهای مالی معمولاً فقط به اتفاقی که رخ داده است واکنش نشان نمی‌دهند؛ احتمال وقوع رویدادهای آینده نیز در قیمت دارایی‌ها نقش دارد.

برای درک بهتر این موضوع، می‌توان واکنش بازار را در چهار مرحله بررسی کرد.

مرحله اول: افزایش احتمال اختلال

با افزایش نگرانی درباره عرضه نفت، تجارت یا امنیت منطقه‌ای، قیمت برخی دارایی‌ها ممکن است پیش از وقوع اختلال واقعی تغییر کند.

مرحله دوم: وقوع اختلال واقعی

اگر تولید، صادرات یا حمل‌ونقل واقعاً کاهش یابد، اثر عرضه ملموس‌تر می‌شود و بازارها اطلاعات جدید را در قیمت‌ها منعکس می‌کنند.

مرحله سوم: سازگاری اقتصاد و بازار

استفاده از ذخایر، تغییر مسیرهای تجاری، افزایش تولید جایگزین یا کاهش مصرف ممکن است بخشی از فشار را جبران کند.

مرحله چهارم: کاهش یا تداوم بحران

اگر تنش کاهش یابد و عرضه به وضعیت عادی بازگردد، بخشی از صرف ریسک بازار ممکن است از بین برود. در مقابل، اختلال طولانی‌مدت می‌تواند اثرات اقتصادی را ماندگارتر کند.

این مراحل الزاماً به‌صورت منظم و جداگانه اتفاق نمی‌افتند. بازار ممکن است پیش از انتشار اطلاعات کامل، سناریوهای مختلف را قیمت‌گذاری کند.

آیا طلا و دلار در زمان جنگ همیشه رشد می‌کنند؟

خیر. اگرچه طلا و برخی ارزها در بعضی بحران‌ها مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرند، افزایش قیمت آن‌ها در همه شرایط تضمین‌شده نیست.

قیمت طلا می‌تواند از نرخ بهره واقعی، ارزش دلار، تقاضای سرمایه‌گذاری و شرایط نقدشوندگی تأثیر بگیرد. ارزش دلار نیز به سیاست پولی، وضعیت اقتصاد آمریکا، جریان سرمایه و شرایط بازارهای جهانی وابسته است.

در نتیجه، صرف وقوع جنگ برای پیش‌بینی قطعی قیمت طلا، دلار یا سایر دارایی‌ها کافی نیست. باید مشخص کرد که کدام عوامل اقتصادی هم‌زمان در حال تغییر هستند.

سه سناریو برای تحلیل تأثیر جنگ بر اقتصاد جهانی

به‌جای پیش‌بینی یک نتیجه قطعی، می‌توان سه سناریوی متفاوت طراحی کرد. این روش کمک می‌کند اثر احتمالی بحران را بر اساس شواهد و فرض‌های روشن بررسی کنیم.

سناریو فرض اصلی شاخص‌های قابل بررسی
تنش محدود تولید و حمل‌ونقل عمدتاً ادامه دارد. جریان صادرات، هزینه بیمه و تغییر قیمت‌ها
اختلال موقت بخشی از عرضه یا مسیر تجاری برای مدتی مختل می‌شود. مدت اختلال، ذخایر و ظرفیت جایگزین
شوک گسترده و پایدار تولید، تجارت یا زیرساخت برای مدت طولانی آسیب می‌بیند. افت تولید، افزایش هزینه حمل، کمبود نهاده و فشار تورمی

برای استفاده از این سناریوها، باید مشخص کنید چه اطلاعاتی هر سناریو را تقویت می‌کند و چه شواهدی می‌تواند آن را رد کند.

برای مثال، اگر فرض اولیه بر کاهش پایدار عرضه نفت استوار باشد، ادامه صادرات در سطح عادی و دسترسی سریع به منابع جایگزین می‌تواند ارزیابی اولیه را تغییر دهد.

این روش از نتیجه‌گیری شتاب‌زده بر اساس تیترهای خبری جلوگیری می‌کند و تحلیل اقتصادی را به داده‌های قابل بررسی پیوند می‌دهد.

دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی چگونه به شوک‌های ژئوپلیتیکی پاسخ می‌دهند؟

دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی ابزارهای مختلفی برای کاهش پیامدهای اختلال عرضه و تجارت در اختیار دارند.

یکی از این ابزارها استفاده از ذخایر راهبردی انرژی است. ذخایر می‌توانند در شرایط اختلال شدید، بخشی از کمبود عرضه را جبران کنند؛ اما توان آن‌ها به حجم ذخایر، سرعت دسترسی و مدت بحران بستگی دارد.

تنوع‌بخشی به منابع تأمین انرژی، تقویت زیرساخت‌های جایگزین و همکاری بین‌المللی نیز می‌توانند آسیب‌پذیری اقتصادها را کاهش دهند.

در سیاست مالی، حمایت موقت و هدفمند از خانوارهای آسیب‌پذیر ممکن است فشار افزایش هزینه انرژی را کاهش دهد. بااین‌حال، حمایت‌های گسترده و طولانی‌مدت می‌توانند هزینه بودجه‌ای قابل توجهی ایجاد کنند.

بانک‌های مرکزی نیز باید میان افزایش موقت قیمت‌ها و خطر ماندگارشدن تورم تفاوت قائل شوند. تصمیم‌های پولی به شرایط تقاضا، انتظارات تورمی، وضعیت بازار کار و میزان انتقال شوک به سایر قیمت‌ها بستگی دارند.

بنابراین، پاسخ مناسب به بحران باید با ساختار اقتصادی هر کشور و ماهیت شوک هماهنگ باشد.

چک‌لیست تحلیل اثر جنگ بر اقتصاد و بازارها

هنگام بررسی یک بحران ژئوپلیتیکی، می‌توان از چک‌لیست زیر استفاده کرد:

۱. محل درگیری و زیرساخت‌ها یا مسیرهای تجاری در معرض خطر را مشخص کنید.

۲. تهدید احتمالی را از اختلال واقعی در تولید و حمل‌ونقل جدا کنید.

۳. کالاهای در معرض خطر و سهم آن‌ها از عرضه یا تجارت را بررسی کنید.

۴. میزان ذخایر، ظرفیت مازاد و منابع جایگزین را بسنجید.

۵. اثر احتمالی را بر تورم، قدرت خرید، حساب جاری و بودجه دولت جداگانه ارزیابی کنید.

۶. شرایط کشورهای واردکننده و صادرکننده را با یکدیگر مقایسه کنید.

۷. واکنش قیمت‌ها را با انتظارات و شرایط بازار پیش از انتشار خبر مقایسه کنید.

۸. سناریوی پایه و عوامل تغییر‌دهنده آن را مشخص کنید.

۹. برای هر پیش‌بینی، معیار تأیید یا رد تعیین کنید.

۱۰. میان نوسان کوتاه‌مدت بازار و اثر بلندمدت بر اقتصاد تفاوت بگذارید.

اشتباهات رایج در تحلیل جنگ و ریسک ژئوپلیتیک

برای تحلیل دقیق‌تر پیامدهای اقتصادی جنگ، باید از چند خطای رایج پرهیز کرد:

  • نتیجه‌گیری صرفاً بر اساس یک تیتر خبری، بدون بررسی اختلال واقعی در عرضه و تجارت
  • فرض اینکه هر تنش سیاسی الزاماً باعث افزایش پایدار قیمت نفت می‌شود
  • نادیده‌گرفتن ذخایر راهبردی، ظرفیت مازاد و مسیرهای جایگزین
  • یکسان دانستن اثر بحران بر کشورهای واردکننده و صادرکننده
  • فرض انتقال فوری و کامل افزایش هزینه انرژی به همه قیمت‌های مصرف‌کننده
  • نتیجه‌گیری درباره عملکرد بلندمدت یک دارایی بر اساس واکنش یک‌روزه آن
  • نادیده‌گرفتن انتظاراتی که پیش از وقوع رویداد در قیمت‌ها منعکس شده‌اند
  • ساختن سناریوهای اقتصادی بدون مشخص‌کردن داده‌های تأییدکننده یا ردکننده

تحلیل حرفه‌ای به‌جای تکیه بر یک پیش‌بینی قطعی، مجموعه‌ای از فرض‌ها، داده‌ها و مسیرهای احتمالی را بررسی می‌کند.

پرسش‌های متداول درباره تأثیر جنگ بر اقتصاد جهانی

چرا جنگ می‌تواند قیمت نفت را افزایش دهد؟

اگر جنگ عرضه نفت، زیرساخت‌های تولید یا مسیرهای انتقال انرژی را تهدید کند، بازار ممکن است احتمال کمبود را در قیمت‌ها لحاظ کند. میزان و ماندگاری افزایش قیمت به شدت اختلال، ذخایر و امکان جایگزینی عرضه بستگی دارد.

آیا جنگ همیشه باعث تورم می‌شود؟

خیر. جنگ ممکن است از مسیر افزایش هزینه انرژی، غذا و حمل‌ونقل فشار تورمی ایجاد کند؛ اما شدت و ماندگاری آن به مدت بحران، شرایط تقاضا، انتقال هزینه‌ها و واکنش سیاست‌گذاران بستگی دارد.

تفاوت شوک عرضه و شوک تقاضا چیست؟

شوک عرضه زمانی رخ می‌دهد که میزان کالای قابل عرضه کاهش یابد؛ برای مثال، توقف تولید یا بسته‌شدن یک مسیر انتقال. شوک تقاضا زمانی ایجاد می‌شود که میزان تقاضا برای کالا تغییر کند. هر دو می‌توانند قیمت را افزایش دهند، اما پیامدهای آن‌ها برای تولید و رشد اقتصادی ممکن است متفاوت باشد.

چرا بعضی کشورها از افزایش قیمت نفت سود می‌برند؟

کشورهای صادرکننده نفت ممکن است از افزایش قیمت صادراتی درآمد بیشتری کسب کنند. بااین‌حال، میزان منفعت به حجم صادرات، هزینه تولید، امکان دسترسی به بازارهای جهانی و شدت اختلال در زیرساخت‌ها بستگی دارد.

آیا طلا و دلار در زمان جنگ همیشه رشد می‌کنند؟

خیر. واکنش طلا و دلار به نرخ بهره واقعی، جریان سرمایه، نقدشوندگی، سیاست پولی و شرایط اقتصادی بستگی دارد. بنابراین، وقوع جنگ به‌تنهایی برای پیش‌بینی قطعی قیمت این دارایی‌ها کافی نیست.

چگونه می‌توان اثر یک جنگ بر اقتصاد را پیش‌بینی کرد؟

بهتر است به‌جای یک پیش‌بینی قطعی، چند سناریو طراحی شود. در هر سناریو باید میزان اختلال در عرضه، مدت بحران، منابع جایگزین و پیامدهای احتمالی بر تورم، تجارت، نرخ ارز و رشد اقتصادی مشخص شوند.

جمع‌بندی: چرا تحلیل اقتصادی جنگ به بررسی چند عامل نیاز دارد؟

تأثیر جنگ بر اقتصاد جهانی از مسیرهای مختلفی مانند انرژی، کالاهای پایه، حمل‌ونقل، زنجیره تأمین، تورم، تجارت خارجی، نرخ ارز، اعتماد سرمایه‌گذاران و بودجه دولت منتقل می‌شود.

بااین‌حال، شدت اثر به این بستگی دارد که آیا اختلال واقعی در عرضه و تجارت رخ داده است، بحران چه مدت ادامه دارد، چه منابع جایگزینی در دسترس هستند و هر کشور تا چه اندازه توانایی جذب شوک را دارد.

برای تحلیل حرفه‌ای، باید خبر سیاسی را به پرسش‌های اقتصادی مشخص تبدیل کرد: عرضه چه تغییری کرده است؟ هزینه کدام بخش افزایش می‌یابد؟ کدام کشورها بیشتر در معرض فشار هستند؟ چه عواملی می‌توانند اثر اولیه را خنثی کنند؟ و چه داده‌ای پیش‌بینی اولیه را تغییر می‌دهد؟

پاسخ به این پرسش‌ها کمک می‌کند نوسان کوتاه‌مدت ناشی از اخبار را از پیامدهای ماندگارتر بر اقتصاد جدا کنیم.

 

وارد ربات تلگرامی لیمینال بشید و روی دکمه ورود به کانال تحلیل فارکس اینسایدرز کلیک کنید . هر روز براتون تحلیل میگذاریم

لینک کانال تلگرام فارکس سیتی پرو :

کانال یوتیوب پر از آموزش های رایگان :

اینستاگرام فارکس سیتی پرو :

 

کانال مخصوص سهام راه اندازی شده

۰ دیدگاه