علت افزایش دوباره تورم چیست؟ ۷ عامل بازگشت موج قیمتها
علت افزایش دوباره تورم معمولاً یک عامل تنها نیست؛ ترکیبی از شوکهای تازه، هزینههای داخلی، رشد تقاضا و تغییر انتظارات میتواند پس از یک دوره کاهش تورم، روند قیمتها را دوباره تند کند. برای تشخیص آن باید دید افزایش قیمتها در چند قلم محدود مانده یا به بخشهای زیادی از اقتصاد سرایت کرده است.
نکته مهم این است که کاهش تورم با کاهش قیمتها تفاوت دارد. اگر نرخ تورم از ۸ درصد به ۳ درصد برسد، سطح عمومی قیمتها هنوز بالا میرود، فقط سرعت افزایش کمتر شده است. بنابراین بازگشت تورم زمانی رخ میدهد که رشد قیمتها دوباره شتاب بگیرد؛ اما یک جهش کوتاه در شاخص سالانه بهتنهایی ثابت نمیکند که تورم ماندگار شده است.
فهرست مطالب
- تورم دوباره بالا میرود یعنی چه؟
- ۷ علت افزایش دوباره تورم
- تورم موقت با تورم ماندگار چه تفاوتی دارد؟
- چطور موج تازه تورمی را تحلیل کنیم؟
- بانک مرکزی و دولت چه واکنشی دارند؟
- چکلیست تحلیل افزایش دوباره تورم
- خطاهای رایج در تحلیل بازگشت تورم
- پرسشهای متداول
- جمعبندی
تورم دوباره بالا میرود یعنی چه؟
تورم، نرخ تغییر سطح عمومی قیمتها در یک بازه زمانی است. وقتی گفته میشود تورم کاهش یافته، معمولاً منظور این نیست که کالاها ارزان شدهاند؛ بلکه سرعت رشد قیمتها پایین آمده است. اگر نرخ تورم از ۳ درصد به ۵ درصد برسد، تورم شتاب گرفته، حتی اگر هنوز از اوج قبلی پایینتر باشد.
برای تحلیل این تغییر، باید سه چیز را از هم جدا کرد: سطح قیمتها، سرعت تغییر ماهانه قیمتها و نرخ سالانه تورم. نرخ سالانه ممکن است بهدلیل مقایسه با ماهی خاص در سال گذشته بالا یا پایین برود. به همین دلیل، بررسی روندهای ماهانه و چندماهه در کنار عدد سالانه تصویر دقیقتری میدهد.
۷ علت افزایش دوباره تورم
۱. اثر پایه و مقایسه با دوره قبل
تورم سالانه معمولاً قیمتهای امروز را با قیمتهای همان ماه در سال گذشته مقایسه میکند. اگر در ماه مبنا، قیمتها بهطور موقت پایین بوده باشند، نرخ سالانه فعلی ممکن است بالا بهنظر برسد؛ حتی اگر افزایش ماهانه تازه شدید نشده باشد. عکس این وضعیت هم ممکن است: مقایسه با یک ماه بسیار گران میتواند نرخ سالانه را کاهش دهد، با اینکه قیمتها همچنان سریع بالا میروند.
اثر پایه بهتنهایی علت اقتصادیِ تازهای برای گرانشدن کالاها نیست؛ بیشتر بر نحوه خواندن نرخ سالانه اثر میگذارد. برای همین باید پرسید آیا شتاب ماهانه نیز بیشتر شده، یا فقط مقایسه سالانه تغییر کرده است.
۲. شوک انرژی، غذا و کالاهای پایه
افزایش ناگهانی بهای نفت، گاز، برق، مواد غذایی یا فلزات میتواند مستقیماً هزینه مصرفکننده و کسبوکار را بالا ببرد. اثر غیرمستقیم نیز ممکن است از هزینه حملونقل، بستهبندی، برق و مواد اولیه به قیمت محصولات دیگر منتقل شود.
بانک مرکزی اروپا توضیح میدهد که شوک انرژی ابتدا میتواند بر اقلام مستقیماً مرتبط اثر بگذارد و سپس از مسیر هزینه نهادهها به بخشهای دیگر برسد. اگر شوک به دستمزدها، قیمتگذاری شرکتها و انتظارات تورمی هم سرایت کند، احتمال گستردهتر و ماندگارترشدن تورم بیشتر میشود.
برای بررسی این مسیرها، مقاله نفت، طلا و کالاها در اقتصاد کلان را هم ببینید.
۳. تضعیف ارز و گرانشدن واردات
اگر پول ملی در برابر ارزهای خارجی تضعیف شود، قیمت داخلی کالاهای وارداتی و نهادههایی که با ارز خارجی خریداری میشوند ممکن است افزایش یابد. شدت انتقال به قیمت مصرفکننده به سهم واردات، موجودی انبارها، قراردادها، رقابت و تصمیم شرکتها درباره حاشیه سود بستگی دارد؛ بنابراین تغییر نرخ ارز معمولاً با تأخیر و نه لزوماً بهصورت یکبهیک منتقل میشود.
نرخ ارز همچنین بر هزینه تولید داخلی اثر میگذارد؛ برای نمونه، مواد اولیه یا قطعات وارداتی میتوانند گران شوند، حتی اگر محصول نهایی داخل کشور تولید شود.
برای بررسی این کانال، مطلب نرخ ارز چگونه تعیین میشود؟ را بخوانید.
۴. تورم خدمات، دستمزد و هزینه نیروی کار
در برخی اقتصادها، قیمت خدمات مانند اجاره، درمان، آموزش، رستوران و حملونقل نسبت به کالاها کندتر تعدیل میشود. اگر دستمزدها و سایر هزینههای داخلی با سرعت بالا رشد کنند، کاهش تورم کالاها لزوماً به کاهش سریع تورم خدمات منجر نمیشود.
رشد دستمزد بهتنهایی به معنی تورم پایدار نیست. باید آن را در کنار بهرهوری، هزینه نیروی کار بهازای هر واحد تولید، سود بنگاهها و میزان تقاضا بررسی کرد. اگر بهرهوری نیز بهتر شود، بنگاه ممکن است بخشی از افزایش دستمزد را بدون بالا بردن قیمت جذب کند.
تحلیل بانک مرکزی اروپا درباره تورم خدمات در چند اقتصاد پیشرفته، نقش دستمزدها و هزینه نهادهها را در تغییر فشارهای قیمتی خدمات بررسی میکند.
۵. تقاضای بالا در برابر ظرفیت محدود تولید
اگر مخارج خانوارها، شرکتها یا دولت سریعتر از توان تولید و عرضه رشد کند، بنگاهها ممکن است با افزایش تقاضا و ظرفیت محدود روبهرو شوند. در چنین وضعی، افزایش قیمت برای مدیریت سفارشها یا جبران هزینهها آسانتر میشود. کمبود نیروی کار، تجهیزات یا مواد اولیه میتواند این فشار را تشدید کند.
رشد تقاضا همیشه تورمزا نیست؛ اگر ظرفیت بلااستفاده وجود داشته باشد یا تولید بهسرعت افزایش یابد، اقتصاد میتواند تقاضای بیشتر را با افزایش تولید پاسخ دهد. برای همین باید همزمان تولید، اشتغال، سفارشها، فروش و محدودیتهای عرضه را دنبال کرد.
تجربه جهش تورمی پس از همهگیری نیز نشان داد که برهمخوردن توازن عرضه و تقاضا میتواند در کنار سیاستها و شوکها بر تورم اثر بگذارد.
۶. انتظارات تورمی و اثرهای دور دوم
وقتی خانوارها و شرکتها انتظار افزایش مداوم قیمتها داشته باشند، ممکن است خریدهای خود را جلو بیندازند، قیمت فروش را زودتر اصلاح کنند یا برای جبران هزینههای آینده دستمزد و قراردادهای بالاتری مطالبه کنند. اگر این تصمیمها گسترده شود، شوک اولیه میتواند به بخشهای بیشتری از اقتصاد سرایت کند.
این روند خودکار و قطعی نیست. میزان سرایت به اعتبار سیاستگذار، وضعیت بازار کار، قدرت چانهزنی، قراردادها و شدت شوک بستگی دارد. پژوهش فدرال رزرو درباره جهش تورمی پس از همهگیری نشان میدهد که افزایش انتظارات کوتاهمدت میتواند با رفتار قیمتگذاری و دستمزد ارتباط داشته باشد؛ در همان مطالعه، مهار انتظارات بلندمدت نیز یکی از عوامل محدودکننده ماندگاری تورم معرفی شده است.
۷. مالیات، قیمتهای تنظیمشده و تغییر یارانهها
تغییر مالیات غیرمستقیم، تعرفه، قیمت خدمات عمومی یا یارانه میتواند در یک مقطع مشخص سطح قیمت برخی کالاها را بالا ببرد. این افزایش ممکن است نرخ تورم را موقتاً بالا ببرد، اما برای تشخیص تداوم تورم باید دید آیا افزایش به سایر قیمتها و دستمزدها منتقل شده است یا نه.
حذف یارانه نیز لزوماً به معنی ایجاد یک روند تورمی دائمی نیست؛ میتواند یک تعدیل یکباره در سطح قیمتها باشد. بااینحال، اگر این تغییر با کسری بودجه مزمن، رشد سریع تقاضا یا انتظارات بیثبات همراه شود، تحلیل پیچیدهتر خواهد شد.
تورم موقت با تورم ماندگار چه تفاوتی دارد؟
افزایش یکباره قیمت انرژی میتواند نرخ تورم را برای مدتی بالا ببرد، حتی اگر پس از آن قیمت انرژی ثابت بماند. در این حالت، سطح قیمتها بالاتر میرود، اما اثر مستقیم افزایش جدید بهتدریج از نرخ سالانه خارج میشود. برای ماندگارشدن فشار تورمی، معمولاً باید افزایش قیمت در چند دوره ادامه پیدا کند یا به دستمزد، خدمات، انتظارات و تصمیمهای قیمتگذاری سرایت کند.
| نشانه | بیشتر با فشار موقت سازگار است | بیشتر با تورم گستردهتر سازگار است |
|---|---|---|
| ترکیب قیمتها | جهش در چند قلم پرنوسان | رشد در بخش بزرگی از سبد کالا و خدمات |
| دادههای ماهانه | یک یا چند افزایش کوتاه | شتابگیری چندماهه و تکرارشونده |
| کالا و خدمات | فشار محدود به انرژی یا غذا | افزایش همزمان کالاها و خدمات داخلی |
| دستمزد و هزینه تولید | ثبات یا تعدیل تدریجی | رشد هزینه نیروی کار سریعتر از بهرهوری |
| انتظارات | ثبات انتظارات میانمدت | بالا رفتن و ماندگاری انتظارات |
| سیاستگذاری | شوک مشخص با پایان قابلتصور | تقاضای داغ یا سرایت مکرر شوکها |
این جدول یک راهنمای تشخیصی است، نه قاعده قطعی. در هر کشور باید تعریف شاخصها و کیفیت دادههای رسمی را در نظر گرفت.
چطور موج تازه تورمی را تحلیل کنیم؟
تورم کل و تورم هسته را کنار هم بخوانید
تورم کل معمولاً همه اقلام شاخص قیمت را در بر میگیرد؛ تورم هسته در بسیاری از کشورها بعضی اقلام پرنوسان، مانند انرژی و غذا، را حذف میکند یا با روشهای آماری اثر آنها را تعدیل میکند. تعریف دقیق بین کشورها فرق دارد.
تورم هسته جایگزین تورم کل نیست؛ اولی میتواند به فهم فشارهای داخلی کمک کند و دومی تغییر هزینه سبد عمومی را نشان میدهد.
فقط به نرخ سالانه اکتفا نکنید
عدد سالانه را با تغییرات ماهانه و روند سه تا ششماهه مقایسه کنید. در دادههای فصلیتعدیلشده، سرعت سالانهشده کوتاهمدت میتواند نشانهای از تغییر جهت باشد، اما نوسان ماهانه را نباید بهعنوان روند پایدار تلقی کرد.
گستردگی افزایش قیمتها را بسنجید
ببینید چند گروه از کالاها و خدمات همزمان گران شدهاند. یک افزایش شدید در یک قلم بزرگ میتواند میانگین را بالا ببرد، در حالی که بخش بزرگی از سبد تغییر کمی داشته باشد. شاخصهای میانه یا میانگین تعدیلشده، در صورت انتشار توسط نهاد آماری، میتوانند مکمل باشند.
دادههای پیشنگر را دنبال کنید
قیمت تولیدکننده، هزینه واردات، نرخ ارز، قیمت انرژی و غذا، هزینه حمل، دستمزد و انتظارات قیمتگذاری بنگاهها گاهی پیش از اثر کامل در شاخص مصرفکننده تغییر میکنند.
این شاخصها بهتنهایی پیشبینی قطعی نیستند؛ ارزششان در کنار هم و در مقایسه با روندهای گذشته بیشتر میشود.
بانک مرکزی و دولت چه واکنشی دارند؟
بانک مرکزی نمیتواند مستقیماً تولید نفت، غذا یا مواد اولیه را افزایش دهد. سیاست پولی بیشتر بر شرایط مالی و تقاضای کل اثر میگذارد و به مهار سرایت تورم، تثبیت انتظارات و حفظ اعتبار هدف تورمی کمک میکند.
بنابراین پاسخ به شوک عرضه به اندازه، مدت و میزان سرایت آن بستگی دارد؛ شوک کوچک و کوتاه ممکن است به واکنشی متفاوت از افزایش گسترده و ماندگار قیمتها نیاز داشته باشد.
دولت نیز میتواند از خانوارهای آسیبپذیر حمایت کند، اما نوع حمایت اهمیت دارد. حمایت هدفمند و زماندار معمولاً فشار کمتری بر بودجه و تقاضای کل وارد میکند. در مقابل، تثبیت عمومی قیمتها ممکن است هزینه مالی زیادی داشته باشد و علامت کمبود را پنهان کند.
انتخاب سیاست باید با وضعیت مالی دولت و منبع اصلی شوک هماهنگ باشد.
چکلیست تحلیل افزایش دوباره تورم
۱. مشخص کنید نرخ منتشرشده ماهانه است یا سالانه و کدام شاخص را نشان میدهد.
۲. اثر پایه را بررسی کنید و نرخ سالانه را با روند ماهانه بسنجید.
۳. تغییرات را به تفکیک انرژی، غذا، کالاهای صنعتی و خدمات ببینید.
۴. تورم کل را با تورم هسته و شاخصهای تعدیلشده مقایسه کنید.
۵. نرخ ارز، قیمت واردات و هزینه نهادهها را بررسی کنید.
۶. رشد دستمزد را در کنار بهرهوری و هزینه نیروی کار بسنجید.
۷. انتظارات خانوارها و بنگاهها و گستردگی افزایش قیمتها را دنبال کنید.
۸. برای هر سناریو مشخص کنید چه دادهای آن را تأیید یا رد میکند.
خطاهای رایج در تحلیل بازگشت تورم
- یکیگرفتن کاهش تورم با کاهش قیمتها
- تفسیر یک افزایش در نرخ سالانه بهعنوان شتاب قطعی تورم، بدون بررسی ماههای اخیر
- فرض اینکه هر شوک انرژی حتماً به تورم گسترده و دستمزدها منتقل میشود
- استفاده از تورم هسته بهعنوان تنها معیار هزینه زندگی
- نتیجهگیری درباره روند تورم از یک قلم یا یک گزارش
- نادیدهگرفتن اثر ارز بر نهادههای وارداتی
- تصور اینکه افزایش دستمزد همیشه تورمزاست، بدون بررسی بهرهوری
- انتظار از سیاست پولی برای حل مستقیم کمبود عرضه یا کاهش قیمت جهانی کالاها
پرسشهای متداول
اگر تورم کم شود، آیا قیمتها پایین میآیند؟
معمولاً نه. کاهش نرخ تورم به معنی آهستهترشدن افزایش قیمتهاست. کاهش عمومی و پایدار قیمتها «تورم منفی» نامیده میشود و پدیدهای متفاوت است.
چرا با ثابتماندن قیمت نفت، تورم هنوز بالاست؟
اگر قیمت نفت پس از جهش در سطح بالاتری بماند، هزینهها لزوماً به سطح قبلی برنمیگردند. همچنین اجاره، دستمزد، خدمات و سایر هزینههای داخلی ممکن است با تأخیر تعدیل شوند.
آیا نرخ ارز همیشه به همان اندازه بر تورم اثر میگذارد؟
خیر. شدت و زمان انتقال به سهم کالاهای وارداتی، موجودی انبار، ساختار بازار، قراردادها و سیاست قیمتگذاری بنگاهها بستگی دارد.
تورم هسته برای چه استفاده میشود؟
برای بررسی روندی که ممکن است از نوسان موقت بعضی اقلام کمتر تأثیر بگیرد. تعریف آن در کشورها یکسان نیست و باید در کنار تورم کل دیده شود.
آیا افزایش دوباره تورم یعنی بانک مرکزی حتماً نرخ بهره را بالا میبرد؟
نه. بانک مرکزی معمولاً ماندگاری، گستردگی و اثر افزایش قیمت بر انتظارات و تقاضا را بررسی میکند. یک جهش کوتاه در قیمت انرژی الزاماً به همان پاسخ سیاستیِ تورم فراگیر منجر نمیشود.
جمعبندی
علت افزایش دوباره تورم میتواند اثر پایه، شوک انرژی و غذا، تضعیف ارز، هزینه خدمات و دستمزد، رشد تقاضا، تغییر انتظارات یا تعدیل مالیات و یارانه باشد. تفاوت اصلی میان یک جهش موقت و تورم ماندگار، در ادامهدارشدن رشد قیمتها و سرایت آن به بخشهای گستردهتر اقتصاد است.
برای تحلیل، نرخ سالانه را تنها نخوانید. شتاب ماهانه، ترکیب شاخص، گستردگی افزایش قیمتها، هزینه نیروی کار، نرخ ارز و انتظارات را کنار هم بگذارید. به این ترتیب میتوان تشخیص داد آیا با یک نوسان آماری یا شوک محدود روبهرو هستیم یا موج تازهای از فشارهای تورمی شکل گرفته است.
مطالعه بعدی: چرا افزایش نرخ بهره میتواند اقتصاد و بازارها را تحت فشار قرار دهد؟
لینک کانال تلگرام فارکس سیتی پرو :
کانال یوتیوب پر از آموزش های رایگان :
۰ دیدگاه
در حال آمادهسازی فرم دیدگاه…