با آغاز جنگ ایران و آمریکا در ۲۸ فوریهی ۲۰۲۶، بسیاری از تحلیلگران انتظار داشتند قیمت نفت بهشدت افزایش پیدا کند. برخی پیشبینیها از نفت ۱۵۰ دلاری و حتی ۲۰۰ دلاری سخن میگفتند؛ بهویژه اینکه حدود یکپنجم عرضهی جهانی نفت و گاز طبیعی مایع پیش از جنگ از تنگهی هرمز عبور میکرد.
با این حال، این پیشبینیها بهطور کامل محقق نشدند. قیمت نفت برنت در بالاترین سطح خود به حدود ۱۲۶ دلار در هر بشکه رسید و میانگین آن از آغاز جنگ تا ۱۱ ژوئن حدود ۱۰۱ دلار بود. قیمت نفت حتی در اوایل ژوئیه برای مدتی به محدودهی ۷۰ دلار و سطوح پیش از جنگ بازگشت.
بازار نفت با یکی از جدیترین اختلالهای عرضه در سالهای اخیر روبهرو شد، اما افت تقاضای چین، افزایش تولید آمریکا، آزادسازی ذخایر اضطراری، تغییر مسیر صادرات عربستان و احتیاط معاملهگران اجازه نداد قیمتها از کنترل خارج شوند.
افت کمسابقهی واردات نفت چین
یکی از مهمترین عوامل کنترل قیمت نفت، کاهش شدید واردات چین بود. چین بزرگترین واردکنندهی نفت خام جهان است و تغییر تقاضای این کشور میتواند تعادل کل بازار جهانی را تغییر دهد.
چین در ۵ سال گذشته بهطور متوسط روزانه حدود ۱۱.۵ میلیون بشکه نفت وارد میکرد، اما از ماه آوریل این رقم بهطور میانگین به حدود ۸ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. در ماه ژوئن نیز واردات نفت خام چین به ۷.۱۲ میلیون بشکه در روز رسید که پایینترین سطح از اکتبر ۲۰۱۶ بود. این کاهش باعث شد بخشی از نفتی که در حالت عادی به چین میرفت، در اختیار خریداران دیگر قرار بگیرد.
کاهش واردات چین فقط نتیجهی محدودیتهای ایجادشده در مسیرهای انتقال نفت نبود. ضعف تقاضای داخلی، کاهش فعالیت پالایشگاهها، محدود شدن صادرات فرآوردههای نفتی و افت مصرف در صنایع پتروشیمی نیز نقش مهمی داشتند.
نرخ فعالیت واحدهای تقطیر نفت خام چین در ژوئن به حدود ۵۷.۷۲ درصد رسید که در مقایسه با سال قبل بیش از ۱۳ واحد درصد کاهش داشت. صادرات فرآوردههای نفتی این کشور نیز در نیمهی نخست سال ۱۳.۲ درصد کمتر از دورهی مشابهی سال قبل بود.
گسترش خودروها و تاکسیهای برقی نیز مصرف سوخت را کاهش داده است. خودروهای برقی و هیبریدی در ماه ژوئن ۶۲ درصد فروش خودروهای جدید چین را تشکیل دادند. این تحول نشان داد بزرگترین واردکنندهی نفت جهان میتواند با مقدار کمتری نفت، بخش بیشتری از نیازهای حملونقل خود را تأمین کند.
تولید رکوردشکن نفت در آمریکا
همزمان با کاهش تقاضای چین، آمریکا تولید نفت خود را افزایش داد. تولید نفت خام این کشور تا ماه آوریل به رکورد ۱۳.۹۳ میلیون بشکه در روز رسید. افزایش تولید آمریکا بخشی از کمبود ایجادشده در خاورمیانه را جبران کرد و نفت بیشتری وارد بازار جهانی شد. آمریکا و دیگر اعضای آژانس بینالمللی انرژی نیز بخشی از ذخایر اضطراری خود را آزاد کردند.
این اقدام بخشی از برنامهی هماهنگشدهی آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه نفت بود که در ماه مارس اعلام شد. هدف از این برنامه، کاهش فشار ناشی از اختلال عرضه و جلوگیری از جهش شدید قیمت انرژی بود.
ذخایر اضطراری یا راهبردی، نفتی است که دولتها برای استفاده در شرایطی مانند جنگ، قطع صادرات یا بحران انرژی نگهداری میکنند. ورود این ذخایر به بازار به خریداران اطمینان داد که حتی با کاهش صادرات خاورمیانه، نفت جایگزین برای مدتی در دسترس خواهد بود.
اظهارات ترامپ و احتیاط معاملهگران
عامل دیگری که از افزایش شدید قیمت جلوگیری کرد، اظهارات متغیر دونالد ترامپ دربارهی احتمال صلح، توقف حملات یا بازگشایی تنگهی هرمز بود.
هر بار که معاملهگران احتمال میدادند درگیری کاهش پیدا کند یا صادرات نفت از خلیج فارس از سر گرفته شود، قیمتها با فشار نزولی روبهرو میشدند. این تغییرهای ناگهانی باعث شد بسیاری از سرمایهگذاران، باوجود انتظار افزایش قیمت، از خرید سنگین قراردادهای نفتی خودداری کنند.
ایلیا بوچویف از مؤسسهی مطالعات انرژی آکسفورد وضعیت بازار را اینگونه توصیف کرد:
همه اکنون دیدگاه صعودی دارند، اما هیچکس موقعیت خرید بزرگی نگرفته است.
منظور از «موقعیت خرید» یا Long Position، معاملهای است که سرمایهگذار با انتظار افزایش قیمت انجام میدهد. نگرانی از تغییر ناگهانی شرایط سیاسی باعث شد معاملهگران حاضر نباشند سرمایهی زیادی را بر پایهی ادامهی رشد نفت وارد بازار کنند.
بازار همچنین با پدیدهای به نام «خستگی از تیترهای خبری» یا News Fatigue روبهرو شد. منظور از این اصطلاح وضعیتی است که تکرار مداوم خبرهای مربوط به جنگ، حمله و تهدید باعث میشود بازار به خبرهای جدید واکنش ضعیفتری نشان دهد. در نتیجه، هر حملهی تازه مانند روزهای نخست جنگ جهش بزرگی در قیمت ایجاد نمیکرد.
انتقال صادرات عربستان به دریای سرخ
عربستان سعودی برای جبران اختلال در تنگهی هرمز، بخش بزرگی از صادرات خود را از طریق خط لولهی شرق به غرب به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کرد. صادرات نفت از ینبع در ماه مارس به نزدیک ۴ میلیون بشکه در روز رسید؛ در حالی که میانگین صادرات این بندر در ماههای ژانویه و فوریه حدود ۷۷۰ هزار بشکه در روز بود. این تغییر مسیر کمک کرد بخشی از نفت عربستان بدون عبور از تنگهی هرمز وارد بازار جهانی شود.
تنگهی هرمز در ماه ژوئن نیز برای مدتی باز شد و بخشی از صادرات کشورهای خلیج فارس از سر گرفته شد. عربستان پس از حدود ۴ ماه توقف، بارگیری نفت از پایانهی رأس تنوره را دوباره آغاز کرد و سایر تولیدکنندگان منطقه نیز صادرات خود را افزایش دادند.
بازگشایی موقت مسیر و افزایش صادرات از ینبع این نگرانی را کاهش داد که بازار با کمبود فوری و شدید نفت روبهرو شود. هرچند با ازسرگیری درگیریها در ماه ژوئیه، میزان عبور محمولهها دوباره کاهش پیدا کرد.
نفت کافی برای تحویل فوری وجود داشت
یکی دیگر از عوامل مهم، وجود نفت کافی در بازار فیزیکی بود. بازار فیزیکی به خریدوفروش واقعی محمولههای نفت گفته میشود، نه قراردادهایی که فقط برای معاملهی قیمت در بازارهای مالی استفاده میشوند.
به گفتهی معاملهگران، نفت آمادهی تحویل در بازار همچنان به اندازهی کافی وجود داشت. به همین دلیل، پالایشگاهها و خریداران برای تأمین نیازهای فوری خود مجبور نبودند با هر قیمتی نفت خریداری کنند.
در ماه آوریل، برخی نفتهای اروپایی بهدلیل نگرانی از کمبود عرضه با قیمتی بالاتر از نرخ مرجع فروخته میشدند؛ اما بعدتر قیمت آنها به زیر نرخ مرجع رسید که نشاندهندهی کاهش نگرانی بازار دربارهی کمبود نفت بود. این تغییر نشان میداد نگرانی دربارهی کمبود فوری محمولهها کاهش یافته است.
ادی ایمسیروویچ، معاملهگر باسابقهی نفت، دراینباره گفت:
فعلاً مقدار زیادی نفت برای تحویل فوری وجود دارد؛ اما ممکن است این شرایط ادامه پیدا نکند.
خطر جهش دوبارهی قیمت نفت از بین نرفته
کنترل نسبی قیمت نفت به این معنا نیست که خطر افزایش دوبارهی آن پایان یافته است. عوامل کنترلکنندهی بازار، از جمله ذخایر اضطراری، نفت آمادهی تحویل و مسیرهای جایگزین صادرات، ظرفیت نامحدودی ندارند.
اگر تنگهی هرمز یا بابالمندب برای مدت طولانی بسته شوند، صادرات نفت عربستان و دیگر تولیدکنندگان منطقه دوباره با محدودیت جدی روبهرو خواهد شد. تهدید حوثیها علیه کشتیرانی در دریای سرخ نیز مسیر جایگزینی را که عربستان برای دور زدن هرمز استفاده کرده، تحت فشار قرار داده است.
تداوم اختلال میتواند ذخایر آمادهی بازار را کاهش دهد، زمان تحویل محمولهها را افزایش دهد و هزینهی بیمه و حملونقل را بالا ببرد. در این شرایط، همان عواملی که تاکنون قیمت نفت را کنترل کردهاند، ممکن است قدرت خود را از دست بدهند.
در مجموع، نفت به این دلیل به ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار نرسید که کاهش عرضهی خاورمیانه با افت شدید تقاضای چین، تولید رکوردشکن آمریکا، آزادسازی ذخایر اضطراری، تغییر مسیر صادرات عربستان و احتیاط معاملهگران همزمان شد. با این حال، تعادل فعلی شکننده است و طولانی شدن اختلال در هرمز یا بابالمندب همچنان میتواند موج تازهای از افزایش قیمت انرژی را ایجاد کند.
سلب مسئولیت:
مطالب منتشرشده صرفاً با هدف اطلاعرسانی تهیه شده و فاقد هرگونه وابستگی، جانبداری یا جهتگیری سیاسی و حزبی است و بههیچوجه توصیهای برای خرید، فروش یا نگهداری داراییهای مالی، سهام، ارزهای دیجیتال یا سایر ابزارهای سرمایهگذاری محسوب نمیشود. تصمیمگیری برای سرمایهگذاری بر عهدهی مخاطب است و توصیه میشود پیش از هر اقدامی، تحقیقات کافی انجام داده و در صورت نیاز با مشاور مالی متخصص مشورت کنید.
۰ دیدگاه
در حال آمادهسازی فرم دیدگاه…