تورم چیست؟ راهنمای کامل CPI، PPI، PCE و تورم هسته
تورم (Inflation) به افزایش مداوم و گسترده سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در یک اقتصاد گفته میشود. وقتی قیمت یک کالا افزایش پیدا میکند، بهتنهایی نمیتوان از تورم صحبت کرد؛ برای تشخیص تورم باید تغییر قیمت مجموعهای از کالاها و خدمات و تداوم آن در طول زمان بررسی شود.
اما نرخ تورم چگونه محاسبه میشود؟ CPI، PPI و PCE چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟ تورم هسته چیست؟ و چرا انتشار یک گزارش تورمی میتواند بر نرخ بهره، دلار، طلا، اوراق قرضه و بازار سهام اثر بگذارد؟
در این راهنما، مفهوم تورم را از پایه بررسی میکنیم و سپس به مهمترین شاخصهای تورمی، نحوه خواندن گزارشهای تورم و اثر آن بر اقتصاد و بازارهای مالی میپردازیم.
تورم چیست؟
تورم یعنی افزایش گسترده و مستمر سطح عمومی قیمتها در یک اقتصاد. در شرایط تورمی، با گذشت زمان برای خرید مقدار مشخصی از کالاها و خدمات به پول بیشتری نیاز است.
برای مثال، اگر قیمت یک محصول از 100 به 110 واحد پولی برسد، قیمت آن محصول 10 درصد افزایش یافته است. اما این افزایش بهتنهایی به معنی تورم 10 درصدی اقتصاد نیست.
برای محاسبه تورم باید مجموعهای از کالاها و خدمات بررسی شود. به همین دلیل نهادهای آماری از شاخصهای قیمت استفاده میکنند.
سه شاخص مهمی که در تحلیل اقتصاد آمریکا و بازارهای جهانی زیاد مورد استفاده قرار میگیرند عبارتاند از:
- CPI: شاخص قیمت مصرفکننده
- PPI: شاخص قیمت تولیدکننده
- PCE: شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی
هرکدام از این شاخصها از زاویه متفاوتی تغییر قیمتها را اندازهگیری میکنند و به همین دلیل ممکن است در یک دوره نرخهای متفاوتی نشان دهند.
نرخ تورم چگونه محاسبه میشود؟
خود شاخص قیمت، نرخ تورم نیست. برای محاسبه تورم باید تغییر شاخص قیمت در یک دوره زمانی مشخص را اندازهگیری کنیم.
فرمول ساده تغییر درصدی شاخص به شکل زیر است:
نرخ تغییر شاخص = ((شاخص دوره جاری ÷ شاخص دوره قبل) − 1) × 100
برای مثال، اگر شاخص قیمت از 200 به 206 افزایش پیدا کند:
(206 ÷ 200 − 1) × 100 = 3٪
بنابراین شاخص قیمت نسبت به دوره مبنا 3 درصد افزایش داشته است.
در گزارشهای اقتصادی معمولاً دو نوع تغییر اهمیت زیادی دارند:
تورم ماهانه
تغییر شاخص نسبت به ماه قبل را نشان میدهد.
تورم سالانه
تغییر شاخص را نسبت به همان ماه در سال گذشته نشان میدهد.
این دو نرخ ممکن است پیام متفاوتی داشته باشند. برای مثال ممکن است تورم سالانه کاهش پیدا کند، اما قیمتها همچنان در مقیاس ماهانه افزایش داشته باشند.
تفاوت تورم، دیساینفلیشن و دفلیشن چیست؟
یکی از اشتباهات رایج در تحلیل اقتصاد، یکی دانستن کاهش تورم با کاهش قیمتهاست.
دیساینفلیشن چیست؟
Disinflation یا کاهش نرخ تورم زمانی اتفاق میافتد که قیمتها همچنان افزایش پیدا میکنند، اما سرعت افزایش آنها کاهش یافته است.
مثلاً اگر تورم از 8 درصد به 5 درصد برسد، این موضوع لزوماً به معنی ارزانشدن کالاها نیست. قیمتها همچنان ممکن است افزایش پیدا کنند، اما با سرعت کمتر.
دفلیشن چیست؟
Deflation یا کاهش سطح عمومی قیمتها زمانی رخ میدهد که سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات بهطور گسترده کاهش پیدا کند.
بنابراین:
- کاهش نرخ تورم ≠ کاهش قیمتها
- کاهش سطح عمومی قیمتها = دفلیشن
این تفاوت برای تفسیر گزارشهای اقتصادی بسیار مهم است.
شاخص CPI چیست؟
CPI یا Consumer Price Index همان شاخص قیمت مصرفکننده است.
CPI تغییر متوسط قیمت کالاها و خدماتی را اندازهگیری میکند که مصرفکنندگان خریداری میکنند.
در آمریکا، اداره آمار کار ایالات متحده (BLS) این شاخص را منتشر میکند.
سبد مورد استفاده در CPI گروههای مختلفی از هزینههای مصرفی را شامل میشود؛ از جمله:
- مسکن
- خوراکیها
- انرژی
- حملونقل
- پوشاک
- خدمات درمانی
- آموزش
- تفریح
- کالاها و خدمات مختلف
وزن هر گروه یکسان نیست. سهم هر گروه در مخارج مصرفکنندگان بر وزن آن در شاخص اثر میگذارد.
برای مثال، تغییر قابل توجه هزینه مسکن میتواند اثر بیشتری بر شاخص کل داشته باشد تا تغییر مشابه قیمت کالایی که سهم بسیار کوچکی از هزینه خانوار دارد.
آیا CPI هزینه زندگی همه خانوارها را نشان میدهد؟
خیر.
CPI یک شاخص آماری مبتنی بر الگوی متوسط مصرف است و لزوماً تجربه هزینهای هر خانوار را نشان نمیدهد.
فرض کنید دو خانوار درآمد یکسانی دارند، اما یکی بخش بزرگی از درآمد خود را برای اجاره خانه و دیگری برای حملونقل هزینه میکند. اگر قیمت مسکن افزایش زیادی پیدا کند، اثر آن بر بودجه این دو خانوار میتواند متفاوت باشد.
بنابراین CPI برای اندازهگیری روند عمومی قیمتها بسیار مفید است، اما نباید آن را معادل دقیق «تورم تجربهشده توسط هر فرد» در نظر گرفت.
شاخص PPI چیست؟
PPI یا Producer Price Index به فارسی شاخص قیمت تولیدکننده است.
PPI تغییر قیمتهایی را اندازهگیری میکند که تولیدکنندگان داخلی برای کالاها و خدمات خود دریافت میکنند.
به بیان ساده:
CPI بیشتر از زاویه مصرفکننده به قیمتها نگاه میکند، درحالیکه PPI از زاویه قیمت دریافتی تولیدکننده بررسی میشود.
PPI میتواند اطلاعاتی درباره تغییر قیمت در بخشهای مختلف تولید و خدمات ارائه کند.
افزایش PPI ممکن است نشاندهنده افزایش فشارهای قیمتی در بخشی از زنجیره تولید باشد، اما به این معنی نیست که همان افزایش حتماً و به همان اندازه به مصرفکننده منتقل خواهد شد.
آیا افزایش PPI حتماً باعث افزایش CPI میشود؟
خیر.
رابطه میان PPI و CPI مستقیم و یکبهیک نیست.
اگر هزینه تولید افزایش پیدا کند، یک شرکت ممکن است:
- قیمت فروش را افزایش دهد؛
- بخشی از افزایش هزینه را از سود خود جبران کند؛
- هزینهها را با کاهش هزینههای دیگر کنترل کند؛
- از نهادههای ارزانتر استفاده کند؛
- یا به دلیل ضعف تقاضا نتواند قیمت فروش را افزایش دهد.
بنابراین PPI میتواند یکی از دادههای مهم برای تحلیل فشارهای قیمتی باشد، اما نباید آن را پیشبینی قطعی CPI دانست.
شاخص PCE چیست؟
PCE یا Personal Consumption Expenditures Price Index به فارسی شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی است.
این شاخص تغییر قیمت کالاها و خدماتی را اندازهگیری میکند که افراد برای مصرف خود خریداری میکنند یا از طرف آنها خریداری میشود.
PCE از نظر دامنه مخارج و روش محاسبه با CPI تفاوتهایی دارد.
به همین دلیل ممکن است CPI و PCE در یک دوره نرخهای متفاوتی نشان دهند.
در آمریکا، فدرال رزرو تغییر سالانه شاخص PCE را بهعنوان معیار اصلی هدف تورمی بلندمدت خود مورد استفاده قرار میدهد.
هدف تورمی فدرال رزرو در بلندمدت 2 درصد است.
تفاوت CPI و PCE چیست؟
CPI و PCE هر دو برای بررسی تغییر قیمتهای مرتبط با مصرف استفاده میشوند، اما یک شاخص واحد نیستند.
تفاوت آنها را میتوان در چند مورد خلاصه کرد:
| ویژگی | CPI | PCE |
|---|---|---|
| نام | شاخص قیمت مصرفکننده | شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی |
| تمرکز | سبد مصرفکننده | مخارج مصرف شخصی |
| روش وزندهی | متفاوت | متفاوت و انعطافپذیرتر |
| دامنه مخارج | متفاوت | گستردهتر |
| کاربرد در آمریکا | سنجش تورم مصرفکننده | معیار اصلی هدف تورمی فدرال رزرو |
به همین دلیل، وقتی یک گزارش میگوید «تورم آمریکا کاهش یافته»، باید مشخص شود که منظور CPI، PCE یا شاخص دیگری است.
تفاوت CPI، PPI و PCE چیست؟
بهصورت ساده:
| شاخص | چه چیزی را اندازه میگیرد؟ | نقطه دید |
|---|---|---|
| CPI | قیمت کالاها و خدمات مصرفی | مصرفکننده |
| PPI | قیمت دریافتی تولیدکنندگان | تولیدکننده |
| PCE | قیمت مخارج مصرف شخصی | مصرف و مخارج خانوارها |
هیچکدام از این شاخصها جایگزین کامل دیگری نیستند.
برای تحلیل تورم بهتر است ابتدا مشخص کنیم چه سؤالی داریم و سپس شاخص مناسب را بررسی کنیم.
تورم هسته چیست؟
تورم هسته یا Core Inflation معیاری از تورم است که برخی اقلام پرنوسان را از محاسبه کنار میگذارد.
در بسیاری از گزارشهای اقتصادی آمریکا، تورم هسته بدون غذا و انرژی محاسبه میشود.
دلیل حذف این دو گروه، اهمیتنداشتن آنها نیست. برعکس، غذا و انرژی بخش مهمی از هزینه خانوارها هستند. مشکل این است که قیمت آنها ممکن است در کوتاهمدت بهشدت نوسان کند.
بنابراین تحلیل تورم هسته میتواند به بررسی روندهای گستردهتر و پایدارتر قیمتها کمک کند.
تورم کل و تورم هسته
Headline Inflation یا تورم کل، تغییر قیمت همه گروههای مشمول شاخص را دربرمیگیرد.
Core Inflation یا تورم هسته، برخی گروههای پرنوسان را حذف میکند.
هر دو اطلاعات متفاوتی ارائه میکنند.
برای مثال اگر تورم کل به دلیل جهش قیمت انرژی افزایش پیدا کند، بررسی تورم هسته میتواند نشان دهد آیا افزایش قیمت به بخشهای دیگر اقتصاد نیز گسترش یافته است یا خیر.
تورم ماهانه و تورم سالانه چیست؟
تورم ماهانه، تغییر قیمتها را نسبت به ماه قبل نشان میدهد.
تورم سالانه، قیمتها را با دوره مشابه سال قبل مقایسه میکند.
مثلاً اگر تورم سالانه یک شاخص 4 درصد باشد، به این معنی است که سطح شاخص نسبت به دوره مشابه سال قبل حدود 4 درصد بیشتر بوده است.
این موضوع با افزایش 4 درصدی قیمتها در یک ماه تفاوت دارد.
اثر پایه چیست؟
اثر پایه یا Base Effect زمانی اهمیت پیدا میکند که مقدار غیرعادی شاخص در دوره مقایسه روی نرخ رشد فعلی اثر بگذارد.
فرض کنید قیمت انرژی در سال گذشته بهشدت افزایش پیدا کرده باشد. وقتی یک سال بعد این ماه از مقایسه خارج شود، نرخ تورم سالانه ممکن است کاهش پیدا کند؛ حتی اگر قیمتها در ماه جاری همچنان افزایش داشته باشند.
بنابراین برای تحلیل گزارش تورم باید فقط به عدد سالانه نگاه نکرد و تغییرات ماهانه و شرایط دوره مقایسه را نیز بررسی کرد.
سالانهسازی تورم ماهانه چیست؟
گاهی تحلیلگران نرخ ماهانه تورم را به شکل سالانهشده بیان میکنند.
در این روش فرض میشود سرعت تغییر قیمت در ماه موردنظر برای 12 ماه ادامه پیدا کند.
این محاسبه برای مقایسه سرعت تغییر قیمتها مفید است، اما پیشبینی قطعی تورم آینده نیست.
زیرا شرایط اقتصادی، قیمت انرژی، نرخ ارز، تقاضا، سیاست پولی و بسیاری عوامل دیگر میتوانند در ماههای بعد تغییر کنند.
چرا تورم افزایش پیدا میکند؟
تورم معمولاً نتیجه یک عامل واحد نیست.
برخی عوامل مهم عبارتاند از:
افزایش تقاضا
اگر تقاضا برای کالاها و خدمات افزایش پیدا کند و عرضه نتواند همزمان پاسخ دهد، فشار صعودی بر قیمتها ایجاد میشود.
شوکهای عرضه
اختلال در زنجیره تأمین، افزایش قیمت انرژی، کمبود مواد اولیه یا مشکلات تولید میتوانند هزینه تولید را افزایش دهند.
رشد دستمزدها
افزایش دستمزدها میتواند هزینه تولید برخی کالاها و خدمات را بالا ببرد. البته اثر آن به رشد بهرهوری، شرایط بازار کار و توان بنگاهها برای تغییر قیمت نیز بستگی دارد.
نرخ ارز
در اقتصادهایی که بخشی از کالاها، مواد اولیه یا تجهیزات وارداتی هستند، تغییر نرخ ارز میتواند روی هزینهها و قیمتها اثر بگذارد.
انتظارات تورمی
انتظار خانوارها و بنگاهها درباره قیمتهای آینده میتواند بر رفتار خرید، قیمتگذاری و قراردادهای دستمزدی اثر بگذارد.
سیاستهای مالی و پولی
مخارج دولت، مالیاتها، شرایط اعتباری و سیاست پولی میتوانند بر تقاضا و شرایط مالی اقتصاد اثر بگذارند.
اهمیت هرکدام از این عوامل در دورههای مختلف متفاوت است. بنابراین برای توضیح یک دوره تورمی باید مجموعه دادهها و شرایط همان دوره بررسی شود.
تورم چه اثری بر قدرت خرید دارد؟
اگر قیمت کالاها و خدمات سریعتر از درآمد یک فرد افزایش پیدا کند، قدرت خرید واقعی درآمد او کاهش مییابد.
برای مثال، اگر درآمد فرد 5 درصد افزایش پیدا کند اما سطح قیمتها 8 درصد افزایش داشته باشد، درآمد اسمی او افزایش یافته است، اما قدرت خرید واقعی میتواند کاهش پیدا کند.
به همین دلیل هنگام بررسی وضعیت اقتصادی خانوارها نباید فقط رشد درآمد اسمی را دید؛ باید آن را در کنار تغییر سطح قیمتها بررسی کرد.
تورم چه اثری بر نرخ بهره دارد؟
تورم یکی از متغیرهای مهم در تصمیمگیری بانکهای مرکزی درباره سیاست پولی است.
اگر فشارهای تورمی افزایش پیدا کند، بانک مرکزی ممکن است برای محدودکردن تقاضا و شرایط مالی، سیاست پولی انقباضیتری در پیش بگیرد.
نرخ بهره نیز میتواند از مسیرهای مختلف بر اقتصاد اثر بگذارد؛ از جمله:
- هزینه وامگیری
- مصرف خانوارها
- سرمایهگذاری شرکتها
- بازار مسکن
- ارزش اوراق قرضه
- ارزشگذاری برخی داراییهای مالی
البته واکنش سیاست پولی به تورم به شرایط اقتصادی، بازار کار، انتظارات تورمی و سایر دادهها بستگی دارد.
تورم چه اثری بر بازارهای مالی دارد؟
گزارشهای تورمی یکی از دادههای مهم برای بازارهای مالی هستند.
بازارها معمولاً فقط به عدد فعلی تورم توجه نمیکنند؛ بلکه آن را با انتظارات قبلی مقایسه میکنند.
برای مثال، یک عدد تورمی مشخص ممکن است اگر بالاتر از انتظار بازار باشد، پیام متفاوتی نسبت به همان عدد در شرایطی داشته باشد که بازار انتظار رقم بالاتری را داشته است.
علاوه بر عدد اصلی، معاملهگران و تحلیلگران ممکن است موارد زیر را بررسی کنند:
- تورم ماهانه
- تورم سالانه
- تورم هسته
- قیمت انرژی و مواد غذایی
- قیمت خدمات
- هزینه مسکن
- بازنگری دادههای قبلی
- انتظارات نرخ بهره
به همین دلیل، تحلیل گزارش تورم فقط خواندن یک عدد نیست.
تورم چه اثری بر طلا و دلار دارد؟
رابطه تورم با داراییهایی مانند طلا و ارز ساده و یکطرفه نیست.
بازارها معمولاً تورم را در کنار متغیرهایی مانند:
- نرخ بهره
- بازده واقعی اوراق
- سیاست بانک مرکزی
- رشد اقتصادی
- ریسکهای اقتصادی و سیاسی
- انتظارات بازار
تفسیر میکنند.
بنابراین افزایش یا کاهش تورم بهتنهایی نمیتواند مسیر قطعی قیمت طلا، دلار یا سایر داراییها را مشخص کند.
چگونه یک گزارش تورم را تحلیل کنیم؟
برای خواندن یک گزارش تورمی، این مراحل میتواند مفید باشد:
1. شاخص را مشخص کنید
ابتدا ببینید گزارش مربوط به CPI، PPI، PCE یا شاخص دیگری است.
2. نهاد منتشرکننده را بررسی کنید
در آمریکا، نهاد منتشرکننده CPI و PPI، BLS است و PCE توسط BEA منتشر میشود.
3. نرخ ماهانه و سالانه را بخوانید
این دو نرخ دورههای مقایسه متفاوتی دارند و نباید بدون توجه به این تفاوت با یکدیگر مقایسه شوند.
4. تورم کل و هسته را بررسی کنید
این کار کمک میکند مشخص شود افزایش قیمتها تا چه حد به گروههای پرنوسان وابسته است.
5. اجزای شاخص را بررسی کنید
مثلاً بررسی کنید مسکن، خدمات، کالاها، انرژی یا مواد غذایی چه سهمی در تغییر شاخص داشتهاند.
6. اثر پایه را در نظر بگیرید
اگر نرخ سالانه به شکل قابل توجهی تغییر کرده، دوره مقایسه سال قبل را نیز بررسی کنید.
7. عدد واقعی را با انتظار بازار مقایسه کنید
بازار معمولاً به تفاوت میان رقم منتشرشده و انتظارات قبلی واکنش نشان میدهد.
یک مثال ساده از تحلیل تورم
فرض کنید CPI سالانه از 6 درصد به 4 درصد کاهش پیدا کند.
آیا این یعنی قیمت کالاها کاهش یافتهاند؟
لزومی ندارد.
ممکن است قیمتها همچنان افزایش پیدا کنند، اما سرعت افزایش آنها نسبت به سال قبل کمتر شده باشد.
حالا فرض کنید CPI ماهانه همچنان مثبت باشد. در این حالت، میتوان گفت سطح قیمتها در ماه اخیر افزایش یافته، اما سرعت افزایش سالانه نسبت به گذشته کمتر شده است.
مثال دیگری را در نظر بگیرید.
فرض کنید PPI در یک صنعت افزایش پیدا کند، اما قیمت محصولات همان صنعت برای مصرفکننده تغییر زیادی نداشته باشد.
این اتفاق میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ مثلاً تولیدکنندگان بخشی از افزایش هزینه را از حاشیه سود خود جذب کرده باشند یا تقاضای ضعیف مانع افزایش قیمت نهایی شده باشد.
برای تشخیص علت واقعی باید دادههای بیشتری بررسی شود.
اشتباهات رایج در تحلیل تورم
1. کاهش تورم را با کاهش قیمت اشتباه نگیریم
کاهش تورم معمولاً به معنی کاهش سرعت افزایش قیمتهاست، نه کاهش سطح قیمتها.
2. فکر نکنیم PPI همیشه CPI را پیشبینی میکند
بین قیمتهای تولیدکننده و مصرفکننده ارتباط وجود دارد، اما این رابطه فوری و یکبهیک نیست.
3. فقط یک شاخص را بررسی نکنیم
CPI، PPI و PCE هرکدام بخش متفاوتی از اقتصاد را پوشش میدهند.
4. تورم هسته را جایگزین تورم کل نکنیم
تورم هسته ابزار تحلیلی است و حذف غذا و انرژی به معنی بیاهمیتبودن آنها برای خانوارها نیست.
5. نرخهای ماهانه و سالانه را با هم اشتباه نکنیم
هر نرخ، دوره زمانی متفاوتی را توصیف میکند.
6. عدد تورم را بدون مقایسه با انتظار بازار تحلیل نکنیم
برای تحلیل واکنش بازار، تفاوت میان داده واقعی و انتظارات قبلی نیز اهمیت دارد.
کدام شاخص برای بررسی تورم بهتر است؟
پاسخ به هدف تحلیل بستگی دارد.
اگر هدف بررسی تغییر قیمت کالاها و خدمات مصرفی باشد، CPI یکی از شاخصهای مهم است.
اگر هدف بررسی قیمتهای دریافتی تولیدکنندگان باشد، PPI اطلاعات مرتبطتری ارائه میکند.
اگر هدف بررسی مخارج مصرف شخصی و چارچوب هدفگذاری تورمی فدرال رزرو باشد، PCE اهمیت ویژهای دارد.
بنابراین به جای اینکه یک شاخص را در همه شرایط «بهترین» بدانیم، باید ابتدا مشخص کنیم چه نوع اطلاعاتی مورد نیاز است.
سوالات متداول درباره تورم
تورم چیست؟
تورم به افزایش مداوم و گسترده سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در یک اقتصاد گفته میشود.
آیا کاهش تورم یعنی قیمتها کاهش یافتهاند؟
خیر. کاهش نرخ تورم معمولاً یعنی قیمتها همچنان افزایش مییابند، اما سرعت افزایش آنها کمتر شده است.
CPI چیست؟
CPI یا شاخص قیمت مصرفکننده، تغییر متوسط قیمت کالاها و خدمات مصرفی را اندازهگیری میکند.
PPI چیست؟
PPI یا شاخص قیمت تولیدکننده، تغییر قیمتهای دریافتی تولیدکنندگان برای کالاها و خدمات را اندازهگیری میکند.
PCE چیست؟
PCE یا شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی، تغییر قیمت طیف گستردهای از مخارج مصرفی را اندازهگیری میکند و در آمریکا معیار اصلی هدف تورمی فدرال رزرو است.
تفاوت CPI و PCE چیست؟
CPI و PCE هر دو تغییر قیمتهای مرتبط با مصرف را اندازهگیری میکنند، اما در روش محاسبه، وزندهی و دامنه مخارج تحت پوشش تفاوت دارند.
تورم هسته چیست؟
تورم هسته معیاری از تغییر قیمتهاست که برخی اقلام پرنوسان، معمولاً غذا و انرژی، از آن حذف میشوند تا روند گستردهتر قیمتها بهتر بررسی شود.
تورم ماهانه چیست؟
تورم ماهانه تغییر شاخص قیمت نسبت به ماه قبل است.
تورم سالانه چیست؟
تورم سالانه تغییر شاخص قیمت نسبت به دوره مشابه در سال قبل است.
دیساینفلیشن چیست؟
دیساینفلیشن یعنی سرعت افزایش قیمتها کاهش پیدا کند، در حالی که سطح عمومی قیمتها همچنان ممکن است افزایش داشته باشد.
دفلیشن چیست؟
دفلیشن یا کاهش سطح عمومی قیمتها زمانی اتفاق میافتد که سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات بهطور گسترده کاهش پیدا کند.
جمعبندی؛ برای تحلیل تورم به چه چیزهایی توجه کنیم؟
تورم فقط افزایش قیمت یک کالا نیست؛ بلکه تغییر گسترده و مداوم سطح عمومی قیمتهاست.
برای اندازهگیری و تحلیل تورم، شاخصهای مختلفی استفاده میشوند. CPI بیشتر از دید مصرفکننده، PPI از دید قیمتهای دریافتی تولیدکننده و PCE از دید مخارج مصرف شخصی به تغییر قیمتها نگاه میکنند.
برای تحلیل دقیق گزارشهای تورمی بهتر است این موارد را در کنار یکدیگر بررسی کنیم:
- نرخ تورم ماهانه
- نرخ تورم سالانه
- تورم کل
- تورم هسته
- اجزای شاخص
- اثر پایه
- تعدیلات فصلی
- بازنگری دادههای قبلی
- انتظارات بازار
- پیام احتمالی داده برای سیاست پولی
در نهایت، یک عدد بهتنهایی نمیتواند تصویر کاملی از وضعیت تورمی اقتصاد ارائه کند. نوع شاخص، دوره زمانی، اجزای تشکیلدهنده و شرایط اقتصادی هنگام انتشار داده همگی برای تفسیر صحیح اهمیت دارند.
مطالب مرتبط
لینک کانال تلگرام فارکس سیتی پرو :
کانال یوتیوب پر از آموزش های رایگان :
۰ دیدگاه
در حال آمادهسازی فرم دیدگاه…